تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نيز در كتيبه‌هاى گوناگون آنان از آن ياد شده است . بنابراين ذكر نام شخص خاصى به عنوان بانى اين شهر منطقى به نظر نمىرسد مگر آن‌كه افرادى را بانى شهر بدانيم كه تاسيسات جديد يا خاصى را در آن ايجاد كرده يا به تاسيسات موجود اضافه كرده باشند . در ميان اين افراد ، در منابع دوران اسلامى ، به‌ويژه از اسكندر مقدونى و تهمورث پيشدادى به عنوان بانيان شهر نام برده شده است . نويسندهء ناشناس حدود العالم نامى از اسكندر نمىبرد بلكه مىنويسد : « و او را قهندز است و آن را طهمورث كرده است » 65 . ديگر نويسندگان دوران اسلامى در كنار نام طهمورث 66 از اسكندر هم به مثابه يكى از بانيان شهر نام مىبرند . نسبت ساختمان شهر به اسكندر همواره مستقيم نبوده بلكه گاهى اوقات بانى شهر را ذو القرنين 67 دانسته‌اند و با توجه به اين نكته كه ذو القرنين در سنت‌ها و نوشته‌هاى مورخان اسلامى مطابق با اسكندر مقدونى است ، بنابراين به صورت غيرمستقيم وى را بانى شهر دانسته‌اند . استخرى و ساير نويسندگان سدهء چهارم هجرى نسبت به برخى ديگر از نويسندگان به مسئله دقيق‌تر توجه كرده‌اند . استخرى نوشته قهندز شهر را طهمرث بنا كرده 68 درحالىكه ذو القرنين شهرستان 69 شهر را در صحرايى صاف و يكنواخت بنا كرده است 70 . اين سخنان توسط ابن حوقل نيز عينا تكرار شده است 71 و مقدسى هم بر اين عقيده است . طبق نوشته‌هاى اين نويسندهء آخرى ، مرو شاهجان كوره‌اى قديمى است كه توسط اسكندر بنا شده و طهمورث نيز قهندز آن را بنا كرده است 72 . اين نظر دو مورخ / جغرافىدان ديگر ايران ، يعنى قزوينى 73 و حمد اللّه مستوفى نيز است 74 . يكى از موارد تقريبا استثنايى در ميان متون دوران اسلامى متن كتاب غرر السير ثعالبى است كه طبق آن اسكندر شارستان شهر را بنا نكرده بلكه تنها سازندهء ديوار دفاعى آن بوده است كه به روشنى مشخص است منظور ثعالبى از اين ديوار دفاعى همان ديوار معروف آنتيوخوس است . ثعالبى مىنويسد اسكندر پس از تخريب آتشكده‌هاى خراسان شهرهاى سمرقند و هرات را ساخت و سپس ديوارى به دور شهر مرو كشيد به طول و عرض يك فرسخ در يك فرسخ 75 . به نظر مىآيد ثعالبى به شكل مبهمى از ساختمان ديوار شهر توسط يونانيان
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 193 | منصور سيد سجادى