تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
دور ، مردم ديگرى از نژادهاى مختلف آسياى مركزى و نيز روس‌ها ديده مىشوند .

3 . نام شهر

در دوران پيش از اسلام دو شهر مختلف با نام مرو وجود داشته كه براى اجتناب از تخليط اين دو نام شهر بزرگ‌تر با نام مرو شاهجان يا شاهيجان و شهر كوچك‌تر با نام مرورود 45 خوانده مىشده‌اند . مرگ ، مرغ ، مرگوت و مروروت نام‌هاى ديگر اين شهرهاى خراسانى هستند كه ماركوارت به آن‌ها اشاره كرده است 46 . نام شهر به فارسى مرو
Marv
47 به تركمنى مرو
Merv
، به عربى مرو
Merw
و در لهجهء خراسانى مروز
Marvs
است . در برخى از دوره‌هاى تاريخى ، شهر با نام مور
Mower
خوانده شده است 48 كه تلفظ اوستايى نام شهر را به خاطر مىآورد 49 . يونانيان از اين شهر و منطقهء مرغيانه ياد كرده‌اند كه اين نام بعدا به شكل‌هاى مرگيانه ، مرگيانا و مرجانا به زبان‌هاى اروپايى نيز راه يافت و چنان كه پيشتر اشاره شد ، در زمان سلوكيان از آن با نام‌هاى اسكندريه مرو و آنتيوخيا مرگيانه ( مرگيانا ) يا مرجانه ( مرجانا ) نيز ياد شده است . مرو در فارسى نام گياهى نيز هست 50 كه در زمان صحبت از رودخانهء مرغاب از آن سخن خواهيم گفت . در كتاب مقدس اوستا ، مرو مورو
Mouru
خوانده شده است 51 كه مطابق با مارگوى كتيبه‌هاى هخامنشى است . طبق نظر ايران‌شناس آمريكايى ، ريچارد فراى ، اين واژه مىتواند هم به معناى مرتع و صحراى گل و گياه‌دار ؛ يعنى مرغزار و هم مىتواند به معناى دشت باشد 52 . دربارهء لقب اين شهر ؛ يعنى شاهجان يا چنان‌كه در يك مأخذ جديدتر آمده است شاهيجان 53 نظرهاى مختلفى وجود دارد . درحالىكه در قديم‌ترين متن جغرافيايى فارسى ؛ يعنى كتاب حدود العالم اين شهر با نام سنتى خود مرو نام برده مىشود 54 . تقريبا كليهء نويسندگان ديگر سده‌هاى نخستين اسلامى از جمله مقدسى ، ياقوت ، استخرى و ابن حوقل از آن با نام شاهجان ياد مىكنند 55 . طبق نظر لسترنج ، شاهجان مىتواند شكل عربى شدهء شاهگان ( شاهانه و شاهوار ) باشد 56 . اگر چه نظر