اغلب مردم شهر اسير كردند » 19 .
در آغاز تجاوز بيابانگردان ديگر آسيايى ؛ يعنى مغولان ، مرو نيز چون شهرهاى ديگر ايرانى آسياى مركزى قربانى حملات بىامان و خشونتبار آنان گرديد . حملات مغولان چنان ترس و دهشتى را بر منطقه حكمفرما كرد كه حتى پس از گذشت يك سده از حملات اوليهء آنان به آسياى مركزى و ايران و در دوران اولجايتو ( 703 - 716 ق / 1304 - 1316 م ) شهروندان مرو و ابيورد و ديگر شهرهاى خراسان هنوز از ترس تاتاران به هرات مىگريختند تا تحت حمايت حكمرانان آن شهر از جان و مال خود حفاظت كنند 20 . مرو به كلى منهدم شد و پس از تجاوز مغولان خشتى بر خشتى باقى نماند و كاخها ، كتابخانهها ، مساجد و مدارس آن كاملا از بين رفتند . پس از عبور دهشتناك مغولان و حدود 150 سال بعد ، شاهرخ تيمورى كوشش كرد بار ديگر شهر را كه عملا ديگر وجود خارجى نداشت ، بازسازى كند . برخى از محققان باستانشناس ( شوروى سابق ) مانند خواجه نيازوف 21 ، بر خلاف تمام شواهد تاريخى موجود ، وسعت عمليات تخريبى مغولان را نپذيرفته و معتقد است مرو در زمان مغولان ، چنان كه گفته مىشود نابود نشده است . دلائل ارائه شده از سوى اين باستانشناس شوروى ( سابق ) براساس كاوش در چند گمانهء كوچك در يك مسجد مرو ؛ يعنى نمازگا است 22 . خواجه نيازوف ساختمان بخشهايى از اين مسجد را به دوران مغولان نسبت مىدهد و نتيجه مىگيرد كه پس از اين دوران ، زندگى در شهر مرو و در حقيقت در سلطان قلعه ادامه پيدا كرده است اما خواجه نيازوف بر اين نكته نيز اشاره دارد كه مسجد دوران مغولى مرو ساختمانى حقير و كوچك بوده و تنها در دوران شاهرخ تيمورى داراى اعتبار بوده است . برخى از باستانشناسان تركمنى و انگليسى نيز به خاطر يافتن برخى از قطعات سفالى مربوط به دوران مغولى و يا تيمورى بر اين عقيده هستند كه زندگى در مرو پس از حملات مغولان كاملا پايان نيافت و ادامه پيدا كرد 23 . به دلائل گوناگون و از جمله تعيين نكردن تاريخ دقيق اين سفالها نمىتوان با خواجه نيازوف دربارهء وجود شهر مرو دوران مغول توافق داشت . اين شهر در دوران شاهرخ تيمورى ، كه خلاف نياكان خود و
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٧٦