تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
تشخيص‌اند . نقش‌ها عبارتند از زوجى كه به ضيافت نشسته‌اند ، صحنه‌اى از شكار و صحنهء مرگ و عزادارى همين شخص كه بين دو صحنهء ضيافت و شكار ترسيم شده است 134 . در سال‌هاى پايانى دوران ساسانى و آغاز دوران اسلامى در منطقهء مرو و در اطراف اين شهر باستانى دژها و قلعه‌هايى پديد آمدند كه از طرف باستان‌شناسان و محققان شوروى با نام قلعه‌هاى فئودالى خوانده شده و با قلعه‌هاى فئودال‌هاى اروپايى قابل مقايسه‌اند 135 . يكى از بهترين نمونه‌هاى اين دژها قيزقلعه بزرگ و قيزقلعه كوچك هستند . قيزقلعه بزرگ ، كه نام آن يادآور نام قلعه دخترهاى موجود در فلات ايران و ارتباط آن‌ها با آناهيتا هستند ، بنايى بزرگ با زاويه‌هاى راست‌گوشه به اندازه‌هاى 42 در 37 متر است و امروزه حدود 15 متر از ارتفاع اوليهء آن باقى مانده است . پس از ساسانيان ، مرو به دست مسلمانان افتاد و براى مدت بسيار كوتاهى ، طى سدهء نهم ميلادى ، به اعتبارى پايتخت حكومت اسلامى شمرده مىشد . در دورهء سلجوقيان به خصوص حكومت سلطان سنجر كه مرو را پايتخت حكومت سلجوقيان كرد ، اين شهر به بالاترين درجه شكوفايى خود رسيده است . در اين دوره مساحت شهر به 1500 تا 1800 هكتار مربع رسيد و به اين ترتيب از نظر مساحت نه تنها به اندازهء شهرهاى معروف سرزمين‌هاى اسلامى چون دمشق ، حلب و بيت المقدس رسيد بلكه با شهرهاى اروپاى غربى سدهء دوازدهم چون پاريس ، بولونيا و ناپل نيز كوس برابرى زد . در بخش شمال شرقى شهر ، ارك ديگرى به نام ارك شهريار وجود داشته كه دفترهاى مربوط به خراج ، ماليات ، كاخ سلطان و ديوان دولتى در آنجا واقع شده بوده است . در همين دوران است كه آبراهه ماجان شهر را از جنوب به شمال طى مىكرده و آب آن را از طريق جوىها و نهرهاى فرعى آجرى تامين مىكرده است . چارسو در مركز شهر و در محل تقاطع خيابان‌هاى اصلى آن قرار داشته و مهم‌ترين كارهاى دولتى و معاملات شخصى در آنجا انجام مىگرفته و مسجد جامع نيز در همان‌جا قرار داشته و بعدها و در دههء سال‌هاى چهل سدهء دوازدهم ميلادى آرامگاه عظيم سلطان سنجر نيز در