تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
به نوعى ، تداوم تفكر بسيار كهن است ؛ كه از زمان نوسنگى به بعد زن را الهه و الگوى بارورى مىدانسته است . در ميان ديگر محله‌هاى صنعتى مرو مىتوان از محلهء فلزگران و سفالگران نام برد كه محلاتى بوده‌اند با بناهايى ساخته شده با چينه يا خشت كه استفاده از آجر يا سنگ در آن‌ها بسيار محدود بوده است . نكتهء قابل توجه در بناى كارگاه‌هاى صنعتى ، ضخامت ديوارهاى خارجى آن‌هاست كه بين 5 / 1 تا 2 متر بوده و داخل بنا را در مقابل روزهاى بسيار گرم واحهء مرو حفاظت مىكرده و محيط آن را براى كار ، دلپذير و خنك نگه مىداشته است . گيورقلعه احتمالا توسط روميان اسير در جنگ كروهه در سال 53 پيش از ميلاد بازسازى شده است . در زمان حكومت ساسانيان استفاده از بناهاى عظيم و بزرگ در مرو ادامه داشته است . در اين زمان همراه با گسترش شهر مواجه با معابد آيين‌هاى مختلفى چون زردشتىگرى ، اديان مهم ديگرى چون بودايىگرى و مسيحيت مىشويم كه تسامح پادشاهان ساسانى دربارهء اديان گوناگون را نشان مىدهند . در گيورقلعه ، خانه‌ها و معابد بزرگ مسيحى و بودايى ديده شده است . بجز دو بناى داخل گيورقلعه كه احتمالا مىتوان آن‌ها را با آيين زردشت مرتبط ساخت ، صومعه‌اى مسيحى نستورى داخل گيورقلعه پيداشده كه مربوط به سدهء پنجم ميلادى است 130 . اما آن‌چه رابطهء مرو زمان ساسانيان را با دنياى شرقى و شبه‌قارهء هند مرتبط مىسازد ، پيدا شدن بقاياى يك معبد بودايى داخل گيورقلعه و يك استوپا در خارج از ديوار شهر است 131 . معبد بودايى سدهء دوم ميلادى 132 استوپاى قرمزرنگى بوده كه يك تنديس عظيم الجثهء بودا را در مقابل خود داشته كه بعدها و در سده‌هاى پنجم و ششم ميلادى سر آن ، به اندازه 75 سانتيمتر ، از پيكرهء اصلى جدا و سپس در گوشه‌اى كار گذاشته و با دقت بسيار توسط ديوارى پوشيده شده است . در داخل اين صومعه ، گنادى كوشلنكو ظرف منقوش سفالى جالبى را پيدا كرده كه از نظر ظاهرى با آيين بودا ارتباطى نداشت 133 . داخل اين خمرهء سفالى چندين متن بودايى كه موريانه آن را تقريبا از بين برده بوده جاى گذاشته شده بودند . هرچند نقش‌هاى تزئينى روى اين ظرف در وضعيت بدى قرار دارند ولى با اين حال قابل
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 147 | منصور سيد سجادى