مركزى است كه راهروهاى گرداگرد اين بخش را به بخشهاى ديگر كاخ متصل مىكرده است . سقفهاى اين تالار چوبى بوده و ديوارهاى خشتى آن ابتدا گچكارى و سپس رنگ شده بودند و شايد با قطعات قالى ، كه خردهپارههاى آنها به دست آمدهاند ، مفروش و تزيين شده بوده است . به نظر گنادى كوشلنكو يكى از صاحبنظران باستانشناسى دوران تاريخى ، به خاطر شباهت نقشهء اين تالار با تالارهاى چهارگوش ديگر موجود در جهان فرهنگى / مذهبى ايران ، مانند شوش و تخت جمشيد و نيز بناى شاماش در هترا ، محتمل است كه اين تالار كاربردى مذهبى داشته است .
مرو در زمان پارتيان به صورت بزرگترين شهر منطقه درآمده و به بالاترين نقطهء شكوفايى خود مىرسد . در اين دوره بخش مسكونى شهر پارتى تنها به ارك قلعه و قلعه گبرى محدود نمىشود بلكه وسيعتر شده و مناطقى چون گيلياكين و چهلبرج را نيز دربر مىگيرد 129 . در زمان پارتيان ، مرو يكى از مراكز مهم پارچهبافى و سفالگرى بوده و به همين جهت خود شهر تبديل به مركز تجارى مهمى مىشود كه رابط تجارت و بازرگانى بين سرزمينهاى تحت حكومت پارتيان و ساير نقاط آسيا بوده است . ايزودور خاراكسى نوشته راه اصلى تجارى در زمان پارتيان راهى بوده كه مرزهاى غربى اين امپراتورى را به مرو متصل مىكرده و از آنجا به آراخوزيا ( قندهار ) مىرسيده و بعد به سوى هند مىرفته است . راه ديگرى هم مرو را به سغديانا ، تركستان شرقى و چين متصل مىكرده است .
بررسىها و كاوشهاى باستانشناسى اهميت مرو را در توليدات صنعتى و دستى به خوبى نشان دادهاند . مطالعات و بررسىهاى انجام شده در گيورقلعه نشان دادهاند كه كارگاههاى صنعتى شهر در محلههاى به خصوصى متمركز بودهاند . يكى از محلات مهم شهر ، محلهء آسيابانها بوده كه در بخش شمالى شهر قرار داشته و مجموعا ده بناى بسيار نزديك به هم و حدود چهل اتاق را كه بيشتر آنها محل انبار غلات بوده و فضاهاى بسيار كوچكى را كه در حقيقت نورگير بودهاند ، دربر مىگرفته است . در ميان اشياى پيدا شده در محلهء آسيابانها تعداد زيادى پيكرهء گلى كه بيشتر آنها زن بودهاند ، پيداشده كه
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٤٦