نكرده و از آنجا مىتوان محوطهها و خرابههاى باستانى را در ميان واحه مشاهده كرد ؛ همانگونه كه شنهاى روان و بزرگ قرهقوم كه گاهى اوقات ارتفاع آنان به 20 متر هم مىرسد نيز قابل ديدن هستند 112 .
يكى از موارد مطالعات باستانشناسى منطقهء مرو در دوران پس از هخامنشى ، مطالعهء ديوار معروف به « ديوار آنتيوخوس » است كه در جهت شرقى - شمال شرق - شمال غرب و غرب واحه را پوشانده است . اينجا توسط باستانشناسان شوروى در سالهاى 1946 و 1960 مطالعه شده است و بنابر نوشتههاى مورخان يونانى و از جمله استرابون 1500 استاديا طول داشته و توسط آنتيوخوس ، زمانى كه به نيابت از پدر خود در آنجا حكومت مىكرده ، ساخته شده است .
يكى از نويسندگان دوران اسلامى كه اطلاعاتى را دربارهء اين ديوار مىدهد ، استخرى است كه از آن به صورت « الراى » نام برده است 113 كه در زمان وى روبه خرابى گذاشته بوده است . به نظر بارتولد ، محقق روسى ، احتمالا اين همان ديوارى است كه توسط آنتيوخوس اول سوتر ، ساخته شده و استرابون نيز آن را شرح داده است . در سال 1929 م . ماسون براى نخستينبار گفتههاى اهالى بايرام على را دربارهء اين ديوار نوشته و منعكس كرده كه با نام چيل خوانده مىشده است و در تركمنى به معناى مرز و محدودهء بين دو مرز و سرزمين است و گاهى به شكل خيليكىچيل نيز خوانده مىشده است . طبق يك افسانهء محلى ، نام دومى كه به معناى « جنگاور غير تركمن » است توسط « غير تركمنان » ؛ يعنى كسانى كه براى وادار كردن سلطان سنجر به واحهء مرو آمده بودند به اين ديوار داده شده است . خيليكىها براى اطمينان از عدم اقدام به فرار سنجر دستور ساختن اين ديوار را صادر كردند .
در افسانههاى محلى گفته شده كه اين ديوار از داخل قرهقوم كشيده شده و از كپتداغ گذشته و به منطقهء كاك و سپس به عشق آباد كنونى رسيده است . براساس روايات ديگرى ، اين ديوار از مرو آغاز شده و به بند ديگرى در ايران ، كه احتمالا منظور ديوار اسكندر در گرگان بوده مىرسيده است . طبعا در اين افسانهها در مقدار طول ديوار
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٣٧