مناطق مسكونى در مقايسه با ادوار پيشين بيشتر به سوى جنوب كشيده شد . اين پديدهاى تازه نبوده و يكچنين پديدهاى ؛ يعنى جابهجايى محوطهها به طرف جنوب و دلتاى مرغاب از زمانهاى اوليهء سكونت انسان در واحهء مرو به وقوع پيوسته بوده است ؛ بنابراين آنچه در دورهء هلنى اتفاق افتاد ، تنها تداوم سنتى بوده كه در واحهء مرغيانه رايج بوده است . پديدهء ديگرى كه از نظر تاريخى بسيار مهم است ، عبارت است از كم شدن ناگهانى مناطق مسكونى و كشاورزى كه در زمانهاى ديگر به اين شدت ديده نشده بوده ، هرچند كه پيشتر گفتيم در دورهء هخامنشيان نيز يكبار با پديدهء كم شدن ناگهانى جمعيت روبهرو بودهايم . باستانشناسان شوروى مىنويسند 109 دليل عمدهء اين پديده صرفنظر از خرابى و از بين رفتن محوطهها در طول تاريخ ، مىتواند به خاطر تمركز ناگهانى جمعيت در محوطههاى معدود ، بزرگ و در نتيجه كم شدن مناطق مسكونى باشد ؛ اتفاقى كه در كليهء سرزمينهاى خاورميانهاى سلوكيان از جمله در جنوب بين النهرين و شوش نيز پيش آمده است . اين نكته را به خوبى مىتوان در مدارك به دستآمدهء باستانى مشاهده كرد كه با گسترش زياد جمعيت در شهرهاى دوقلوى گيورقلعه و ارك قلعه اطلاع دقيقى در دست نيست اما اين نكته نيز مشخص است كه تا پيش از دوران سلوكيان در مرو ، محوطهاى به بزرگى و گسترش ارك قلعه و گيورقلعه وجود نداشته است .
ساكنان اسكندريه آنتيوخوس ( مرو دوران سلوكى ) مجبور به توليد مواد غذايى مصرفى خود نيز بودهاند و وارد كردن حجم زيادى از مواد غذايى تازه براى جمعيت ساكن در شهر و اطراف آن تقريبا غيرممكن بوده است ، اما مشخص كردن محدوده زمينهاى مزروعى در دوران سلوكيان بسيار مشكل است ، به خصوص آنكه شهر در كنار بيابان نيز قرار گرفته است . مطالعات باستانشناسى و نوشتههاى تاريخى در اين زمينه كمكى به شناسايى وضعيت كشاورزى و توليد غذاى اين منطقه نمىكنند . بجز ارك قلعه و گيورقلعه تنها محوطههاى محدود و معدود ديگرى را مىتوان به دوران هلنى منتسب كرد كه عبارتند از گيليلكين - چهل برج و دو محوطهء ديگر ، يكى بىنام كه در شمال
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٣٥