سازماندهى قوى « دولتى » بشمار مىروند .
بررسىها و كاوشهاى انجامشدهء باستانشناسان روسى و شوروى در واحهء مرو و بررسىهاى باستانشناسان غربى در ايران ، اطلاعات بسيار زيادى به دست مىدهند كه در حل برخى از مشكلات مىتوانند كارساز باشند . نظريهء معروف به « راه سفال خاكسترى هندو آرياييان » ( 2000 - 1500 پيش از ميلاد ) ، از طريق كپتداغ كه ابتدا توسط باستانشناس فرانسوى ژان دهه 96 پيشنهاد شد ، پيدا شدن فرهنگ معروف به ياز ( 900 - 300 پيش از ميلاد ) توسط ماسون 97 و نظريهء بسيار جديدتر مجموعهء فرهنگى باكتريا - مرگيانا توسط ساريانيدى 98 همراه با نظريهء كايلريانگ كه براى نخستينبار مدارك مربوط به دوران آهن در غرب ايران را منتشر كرد 99 ، دربارهء چگونگى رسيدن ايرانيان به فلات ايران قابل توجهاند . درحالىكه ماسون و ساريانيدى 100 دربارهء دوران آهن تركمنستان نظريهء موجزى ارائه كردهاند كه بر خلاف دوران نوسنگى ، مشكل مىتوان آن را درك كرد ، كاتن و گاردن 101 با مطالعهء سفالهاى ايران و آسياى مركزى در دوران هخامنشى خصوصيات باستانى آن دوره را به خوبى نشان دادهاند . اضافه مىكنيم اگر چه مدوسكايا در كتاب خود مجددا مسئلهء ايرانيان و دوران آهن را مورد مطالعه قرار داده و كتاب او مدارك و اسناد زيادى را ارائه مىكند اما اين نكته همچنان در پيچيدگى باقىمانده است 102 .
در حدود 1000 سال پيش از ميلاد ، فرهنگ پيشرفته در منطقه روبه گسترش گذاشت كه وظيفهء انتقال از دورهء صنعتى مفرغ به دورهء آهن را برعهده داشت و به سرعت در هيركانيه ، در شمال ( آنو
IV
) و در شمال غرب پارت و در واحهء مرو روبه پيشرفت گذاشت . فرهنگ قديمى نمازگا
VI
بدون آنكه اثرى از خود در آن مناطق به جا بگذارد ، ناپديد شد و فرهنگ جديدى كه از آن با نام فرهنگ ياز
I
نام برده شده كه بنابر نظر محققان احتمالا مربوط به مردمى بود كه به يك زبان ايرانى سخن مىگفتند ، جايگزين آن شد . در اين زمان جمعيت واحهء مرو زياد شد و محوطههاى بزرگى كه دژهاى آنها بر روى سكوهاى بلندى ساخته شده بودند ، پديدار شد كه از آن با نام