محوطهء دوران مفرغ هستند كه تعداد 25 محوطه با فرهنگ آندرونوف 91 را هم بايد به آنها اضافه كرد . تعداد محوطههايى كه « رسما » مربوط به دوران هلنيستى معرفى شدهاند ، تنها 5 محوطه هستند كه در حقيقت معروفترين محوطههاى مرو ؛ يعنى چهل برج ، كليهء مجموعهء مرو باستانى و ديوار آنتيوخوس را دربرمىگيرند . محوطههاى شناسايى شده دوران پارتى 19 عدد هستند كه بايد محوطههاى معروف به پارت و ساسانى ؛ يعنى 72 محوطه باستانى ديگر را به آنها اضافه كرد . محوطههاى دوران ساسانى 49 عدد هستند اما در اين مورد نيز بايد هم نام محوطههاى شناخته شده با نام پارت و ساسانى ؛ يعنى تعداد 72 محوطه و هم محوطههاى معروف به ساسانى - اسلامى ؛ يعنى 52 محوطهء ديگر را به آنها اضافه كرد كه به اين ترتيب تعداد محوطههاى دوران ساسانى حداقل به 173 مىرسد . تعداد بسيار زيادى از محوطههاى باستانى ؛ يعنى 251 عدد با نام « قرون وسطى » معرفى شدهاند كه بيشتر آنها احتمالا از دوران اسلامى هستند اما نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه بسيارى از اين محوطههاى دوران اسلامى ادامهء همان استقرارگاههاى دوران ساسانى هستند و بالاخره تعداد 81 محوطه بدون شناسنامهء تاريخى و با نام « ناشناس » معرفى شدهاند 92 . آمار فوق به خوبى نشاندهندهء وضعيت دلتاى رود مرغاب و منطقهء مرغيانه در دوران آغاز تاريخى و تاريخى است . وضعيت عمومى مرغيانه در دورهء مفرغ همان است كه پيشتر دربارهء جنوب تركمنستان به آن اشاره كرديم ؛ به علاوه نتايج به دست آمده از كاوشهاى جديدتر انجام شده در گنورتپه ، داشلىتپه و ساير محوطههاى ديگر 93 .
در فرهنگ باستانشناسى شوروى از نام دورهء هخامنشيان در اين بخش از خراسان بزرگ ياد نمىشود و اين دوره تحت نام دورهء آهن جديد و ادوار سهگانهء ياز خوانده مىشود . بر خلاف دوران مفرغ ، آثار دورهء آهن در واحهء مرو به اندازهء كافى مطالعه نشده و بيشتر محققانى كه در منطقه كار كردهاند ، در حال حاضر داراى تجربياتى در دوران مفرغ يا دوران اخير تاريخى بودهاند . با اين حال اين دوره در بررسى تحول و تكامل تاريخى و فرهنگى منطقه بسيار مهم بشمار مىرود ؛ به خصوص در شناسايى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٣٠