گفتم : على بن ابى طالب عليهما السلام مىفرمايد : « با بودن فرزند به هيچ كس ارث نمىرسد جز پدر و مادر و زن و شوهر ، با بودن فرزند براى عمو ارثى ثابت نشده » و قرآن گواه چنين ارثى نيست ، جز اين كه ابابكر ، عمر و امويان از پيش خود گفتهاند كه عمو به منزله پدر است . اين گفته آنها دليلى ندارد و از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز حديثى نرسيده است و علمايى كه معتقد به قول حضرت على عليه السلام هستند . حكومت آنها بر خلاف حكومت ديگر علماى اهل سنت است .
اينك نوح بن درّاج در اين مسأله به قول على عليه السلام عمل مىكند و فتوا داده كه امير المؤمنين او را فرماندار دو شهر كوفه و بصره كرده است و طبق آن حكم كرده است .
اميرالمؤمنين دستور داد نوح بن درّاج و ديگر علما كه بر خلاف نظر او فتوا مىدهند از قبيل سفيان ثورى ، ابراهيم مدنى و فضيل بن عياض را حاضر كنند .
همه آنها آمدند و گفتند : اين نظر حضرت على عليه السلام در اين مسأله است .
به آنها گفت : همان طورى كه برخى از علماى حجاز به من رسانده است چرا شما در اين مسأله مطابق دستور حضرت على عليه السلام فتوا نمىدهيد آن گونه كه نوح بن درّاج حكم كرده است ؟
گفتند : نوح بن درّاج جرأت نموده ، ولى ما ترسيديم با اين كه فتواى حضرت على عليه السلام را پيامبر امضا نموده ، چرا كه علماى گذشته كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن حضرت در باره حضرت على عليه السلام فرموده است : « داورترين شما على است » .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٤٣