عمر نيز همين گونه گفته كه على از همه ما بهتر به قضاوت وارد است .
و اين واژه قضاوت لفظ جامعى است كه هر چه پيامبر اصحاب خود را مدح نموده ، در مورد قرائت ، فرائض و علم همه را اين واژه قضاوت ، شامل مىشود .
هارون گفت : اى موسى ! بيش از اين توضيح بده !
گفتم : محافل و مجالس به امانت به اشخاص سپرده مىشود به ويژه مجلس شما ؟
گفت : هيچ مشكلى براى تو نيست .
گفتم : پيامبر صلى الله عليه و آله به كسى كه مهاجرت نكرده بود ، ارث نمىداد و براى او دوستى قائل نبود ، مگر بعد از مهاجرت .
گفت : چه دليلى بر اين مطلب دارى ؟
گفتم : اين گفتار خداى متعال كه مىفرمايد : « و كسانى كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند هيچ گونه ولايت و تعهّدى در برابر آنها نداريد تا مهاجرت كنند » . عمويم عباس مهاجرت نكرد .
هارون گفت : اى موسى ! از تو مىخواهم بگويى كه در اين باره با كسى از دشمنان ما سخن گفتهاى ، يا به يكى از فقها در اين مورد اطلاعى دادهاى ؟
گفتم : خدا شاهد است نه ، در اين باره كسى جز امير المؤمنين چيزى از من نپرسيده است .
آن گاه گفت : چرا به همه مردم از خواص و عوام اجازه مىدهيد شما را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نسبت بدهند و بگويند : اى فرزندان رسول خدا ، با اين كه شما فرزند على هستيد و شخص را به پدرش نسبت مىدهند و فاطمه چون ظرفى است و پيامبر جد مادرى شماست .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٤٥