گفت : آرى .
حضرت مىفرمايد : همهء مردم به طرف صحرا بيرون آمده ، و در آنجا گرد هم آمدند ، فرزند سلطان از كنار فرد فرد مردم با پدرش عبور مىكرد و پدرش مىگفت :
نگاه كن اين است ؟ مىگفت : نه ، نه .
فرزند شاه پس از ديدن گروه زيادى به يكى از آن دو برخورد كرد و با دستش اشاره كرد و گفت : يكى اين بود . پس از آن از كنار گروه زياد ديگرى عبور كرد تا اين كه رفيق او را ديد و گفت : اين هم ديگرى است .
حضرت مىفرمايد : شخص سوّم ، پيامبر و رفيق آن دو نفر گفت : من به خداى شما ايمان آوردم ، و فهميدم كه آنچه شما آوردهايد ، حق است .
سلطان گفت : من نيز به خداى شما ايمان آوردم ، بعد همهء مردم كشورش نيز ايمان آوردند .
87 / 87 - أبي ، عن سعد ، عن البرقيّ ، عن محمّد بن علي ، عن محمّد بن أحمد ، عن أبان بن عثمان ، عن إسماعيل الجعفي ، قال : قلت لأبي جعفر عليه السلام : إنّ المغيرة يزعم أنّ الحائض تقضي الصلاة كما تقضي الصوم .
فقال : ماله لا وفّقه اللَّه ؟ إنّ امرأة عمران قالت :
رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً
« 1 » والمحرّر للمسجد لا يخرج منه أبداً ، فلمّا وضعت مريم قالت :
رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
. . .
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
« 2 » ، فلمّا وضعتها أدخلتها المسجد ، فلمّا بلغت مبلغ النساء اخرجت من المسجد ، أنّى كانت تجد أيّاماً تقضيها وهي عليها أن تكون الدهر في المسجد « 3 » .
اسماعيل جعفى گويد : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : مغيره گمان مىكند كه زن حائض همچنان كه روزهاش را قضا مىكند ، نمازش را نيز بايد قضا نمايد ؟
حضرت فرمود : چه شده به او ؟ خداى موفّقش ننمايد ، همانا زن عمران گفت :
« خدايا ! آنچه در رحم دارم بر تو نذر كردم كه « محرّر » ( و آزاد براى خدمت خانهء تو )
هامش
( 1 ) - آل عمران : 35 .
( 2 ) - آل عمران : 36 .
( 3 ) - بحار الأنوار : ج 14 ص 201 ح 12 ، عن علل الشرايع .