كسى كه آرزوى شهيد شدن و جان بازى در راه ما و سعادت ابدى را دارد با ما رفيق شود كه با خواست خدا فردا روانه خواهيم شد .
سيّد بن طاووس و ابن نما مىنگارند :
امام حسين عليه السلام آمد تا به منزل « تنعيم » رسيد ، در آن جا با كاروانى ملاقات نمود كه از طرف بحير بن ريسان حميرى كه از طرف يزيد بن معاويه فرماندار يمن بود و هديههايى براى يزيد بن معاويه حمل مىكردند .
آن هديهها عبارت بودند از : لباسهاى ديبا و يك نوع گياه مخصوصى كه در يمن مىرويد . امام حسين عليه السلام آن هديهها را گرفت ، زيرا حكم امور مسلمانان به دست آن حضرت بود .
سپس به شتربانان فرمود : هر كسى از شما كه دوست داشته باشد با ما به عراق بيايد كرايهء او را مىپردازيم و به وى احسان مىنماييم و هر كسى بخواهد از ما مفارقت نمايد به قدرى كه راه طى كرده به او كرايه خواهيم داد .
گروهى با آن حضرت همراه و گروهى هم جدا شدند . سپس امام حسين عليه السلام آمد تا به « ذات عرق » رسيد . در آن جا بشر بن غالب را ديد كه از طرف عراق مىآمد . از او در بارهء به اوضعاع عراق جويا شد .
وى گفت : دلهاى مردم با تو ؛ ولى شمشيرشان با بنىاميّه است .
فرمود : برادر بنىاسد ! راست گفت . خدا هر عملى كه بخواهد انجام مىدهد و هر ارادهاى كه داشته باشد به كار مىبرد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٧٩