تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
فرموده . دنيا مىخواست آنها را بفريبد ، ولى آنها نخواستند ، دنيا مىخواست آنها را اسير خود گرداند كه با فداكردن جان ، خود را رها ساختند . آنان به هنگام شب برپا ايستاده و مشغول نمازند ، قرآن را جزء جزء و با ترتيل و انديشه مىخوانند . با قرآن ، جان خود را محزون مىنمايند و داروى درد خود را در آن مىيابند . آنگاه كه به آيه‌اى برسند كه تشويقى در آن است ، با طمع به آن روى آورند . و با جان پرشوق در آن خيره گردند ، و چنين پندارند كه آن پاداش‌ها برابر ديدگانشان قرار دارد . و هر گاه به آيه‌اى مىرسند كه ترس و تهديدى در آن باشد ، گوشِ دل به آن مىسپارند ، و مىپندارند كه صداى بر هم خوردن شعله‌هاى آتش ، در گوششان طنين افكن است . از اين رو ، آنان قامت به شكل ركوع خم كرده ، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده ، و از خداى متعال آزادى خود را از آتش دوزخ مىخواهند . آنان در روز ، همان دانشمندانى بردبار ، و نيكوكارانى باتقوا هستند كه ترس الهى آنها را چونان تير تراشيده ، لاغر كرده است . كسى كه به آنها مىنگرد ، چنين مىپندارد كه آنان بيمارند ، ولى آنها بيمارى ندارند و مىگويد : آشفته‌اند ، و در حقيقت امرى بزرگ آنان را آشفته كرده است . از اعمال اندك خود ، خشنود نيستند ، و اعمال زياد خود را بسيار نمىشمارند . در نتيجه ، نفس خود را متّهم مىكنند ، و از كردار خود بيمناكند .