تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
هنگامى كه ديدم كه معاويه دستورات الهى را بيش از پيش زير پا مىگذارد ، با آن گروه از اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله - كه با من بودند ، همان شركت كنندگان در جنگ بدر و كسانى كه خداوند از كار آنان راضى بود و پس از بيعتشان نيز از آنان خوشنود بود - و افراد ديگرى از صالحان مسلمانان و تابعان مشورت كردم ، رأى همگى با رأى من در جنگ با او و بازداشتن او از آنچه تصرّف كرده ، مطابق بود . من همراه با اصحابم به جنگ با او آماده شدم ، از هر محلّى به او نامه‌ها فرستادم و قاصدانى به سوى او گسيل داشتم و او را به بازگشت از آن روشى كه داشت و وارد شدن به آنچه مردم همراه من در آن بودند ، فراخواندم . او در پاسخ من متوسّل به زورگويى شد و مقاصد خود را آشكار نمود و شرطهايى را بر من پيشنهاد داد كه خدا ، رسولش و مسلمانان آن را نمىپذيرند . در برخى از نامه‌هايش با من شرط مىكرد كه عدّه‌اى از نيكان از اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله را به او تحويل دهم كه از جملهء آنان عمّار ياسر بود و كجاست مانند عمّار ؟ به خدا سوگند ! هر گاه كه ماها پنج نفر حضور پيامبر بوديم ، عمّار ششمى آنان بود و اگر چهار نفر بوديم عمّار پنجمى آنان بود . معاويه شرط كرد كه همچو افرادى را به او تسليم نمايم ، تا آنها را به انتقام خون عثمان بكشد و بر دار زند ( ! ! ) در حالى كه به خدا سوگند ! بر عثمان نشوريد و مردم را بر كشتن او گرد نياورد مگر خود او و افرادى مانند او از خاندانش كه شاخه‌هاى درخت نفرين شده در قرآن بودند .