خداوند بر من و آنان آنچه را كه اراده كرده بود ، پيش آورد و خداوند بر كارهايى كه من در مورد آنان انجام دادم ، گواه بود .
آنگاه حضرتش رو به اصحاب خود كرد و فرمود : آيا چنين نبود ؟
گفتند : آرى ، اى امير مؤمنان !
فرمود : و امّا ششمين امتحان اى برادر يهودى ! عبارت از قضيّهء حكمين و جنگ با پسر زن جگرخوار ( معاويه ) بود . او همان رها شده پسر رها شدهاى است كه از هنگام بعثت محمّد صلى الله عليه و آله تا زمان فتح مكّه ، دشمن خدا ، پيامبر او و مؤمنان بود . پس از فتح مكّه در همان روز از او و پدرش و در سه زمان ديگر بعد از آن براى من بيعت گرفته شد ، پدر او ديروز نخستين كسى بود كه بر من به عنوان امير مؤمنان سلام كرد و همو بود كه مرا براى گرفتن حق خودم در زمان خلفاى پيشين تحريك مىكرد و هر گاه كه نزد من مىآمد بيعت خود را تجديد مىنمود .
و از شگفتىهاى بزرگ و شگفتانگيز اين كه وقتى معاويه ديد پروردگارم حق مرا به من برگردانيد و آن را در جايگاه خود قرار داد و طمع او در اين كه چهارمين خليفه باشد و در آن امانتى كه به عنوان حكومت در اختيار ما بود ، قطع شد ، به سوى گنهكار پسر گنهكار پسر عاص رفت و از انديشهء او يارى طلبيد پسر عاص نيز پس از آن كه او را به طمع مصر انداخت ، پذيرفت و وعدهء همكارى داد ، در حالى كه بر او حرام بود كه بيشتر از سهم خودش درهمى را از بيتالمال بگيرد و بر حاكم حرام است كه درهمى بيش از حقّش به كسى بپردازد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٥١