تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
پس خداوند با دست من ، وليد و شيبه را كشت . اين علاوه بر كسانى از سران قريش بود كه در آن روز كشتم و علاوه بر كسانى بود كه اسير نمودم . من بيشتر از يارانم تلاش كردم و در آن جنگ پسر عمويم - كه خدا رحمتش كند - كشته شد . سپس حضرتش متوجّه اصحاب شد و فرمود : آيا چنين نبود ؟ گفتند : آرى ، اى امير مؤمنان ! على عليه السلام فرمود : و امّا چهارمى اى برادر يهودى ! اين بود كه اهل مكّه همگى با همهء قبايل عرب و قريش به سوى ما آمدند ، آنها مىخواستند انتقام خون كشته‌شدگان جنگ بدر را بگيرند . جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و از آن خبر داد . پيامبر صلى الله عليه و آله حركت كرد و با اصحاب خود در احد اردو زد و مشركان به سوى ما آمدند و يك دل به ما حمله كردند . در اين حمله عدّه‌اى از مسلمانان به شهادت رسيدند و عدّه‌اى ديگر پس از شكست باقى ماندند . من همراه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آنجا ماندم ، ولى مهاجران و انصار به خانه‌هاى خود در مدينه رفتند و همگى مىگفتند : كه پيامبر و اصحابش كشته شدند . آنگاه خداوند بر صورت‌هاى مشركان زد ، من در خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هفتاد و چند زخم برداشتم كه از جملهء آنها اين و اين است . سپس رداى خود را كنار گذاشت و دست به جاى زخمهايش كشيد و ( فرمود : ) إن شاءاللَّه ، پاداش خداوند مرا فراخواهد گرفت .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 232 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى