تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
آنگاه على عليه السلام به سرعت برخاست و بر اسبش سوار شد و من نيز همراه او سوار بر اسبم شدم ، حضرت بر آن دو اسب آن چنان نهيبى زد كه در هوا اوج گرفتند . سپس بىدرنگ به دروازه كوفه رسيديم . همهء اين وقايع در حالى رخ داد كه از شب حدود سه ساعت گذشته بود . آنگاه حضرتش رو به من كرد و فرمود : اى سلمان ! واى ! و تمام واى ! بر كسى كه ما را - آن گونه كه حقّ معرفت ماست - نشناسد و ولايت ما را انكار نمايد . كدام يك افضلند : محمّد صلى الله عليه و آله يا سليمان عليه السلام ؟ گفتم : البتّه محمّد صلى الله عليه و آله ( افضل است ) . فرمود : اى سلمان ! اين همان آصف بن برخيا است كه توانست تخت بلقيس را در يك چشم به هم زدن از فارس ، نزد سليمان بياورد ، با آن كه بخشى از علم كتاب نزد او بود . چگونه من نتوانم در حالى كه نزد من علم صد و بيست و چهار كتاب است ؟ كه خداوند بر شيث بن آدم عليه السلام پنجاه صحيفه ، بر ادريس پيامبر عليه السلام سى صحيفه ، بر ابراهيم عليه السلام بيست صحيفه و تورات و انجيل و زبور را نازل كرد . گفتم : راست مىگويى اى امير مؤمنان ! امام ، اين گونه است . حضرت على عليه السلام ( در پايان ) فرمود : به راستى كه شك كننده در امور و علوم ما ، همانند شك كننده در معرفت و شناخت ما است . خداوند متعال حقوق ما را در موارد بسيارى از كتابش واجب فرموده و در آن ، عمل به آن چه را كه واجب است ، بيان كرده ، و اين امر ، بر مردم آشكار نيست .