فرمود : اين دريايى است كه فرعون و قوم گنه كارش در آن غرق شدند ، همان جايى بر بال جبرئيل حمل شد ، سپس جبرئيل آن را به دريا انداخت و آن به قعر آن فرو مىرود كه تا روز رستاخيز به انتهاى آن نخواهد رسيد .
گفتم : اى امير مؤمنان ! آيا ما هنوز دو فرسخ پيمودهايم ؟
فرمود : اى سلمان ! البته من پنجاه هزار فرسخ پيمودهام و دور دنيا را ده مرتبه گشتهام .
گفتم : اى سرور من ! چگونه چنين چيزى ممكن است ؟
فرمود : وقتى كه ذوالقرنين شرق و غرب جهان را گرديد و به سدّ يأجوج و مأجوج رسيده ، پس چگونه اين كار بر من دشوار مىگردد با اين كه من امير مؤمنان و خليفه پروردگار جهانيان هستم .
اى سلمان ! آيا گفتار خداى متعال را نخواندهاى ؟ آنجا كه مىفرمايد :
« داناى نهانى كه كسى را بر غيبش آگاه نمىسازد ، مگر برگزيدهاى كه از فرستادهء خود اوست » .
گفتم : آرى ، خواندهام اى امير مؤمنان !
فرمود : من همان برگزيده و مرتضاى از رسولم كه خداوند متعال او را بر غيبش آگاه ساخت . من همان عالم ربّانى هستم . من كسى هستم كه خداوند سختىها را براى من آسان كرد و از اين رو ، دور را برايم درهم پيچيد ( و نزديك نمود ) .
سلمان گويد : در اين هنگام صيحه زنندهاى در آسمان فرياد مىكرد ، من صداى او را مىشنيدم ، ولى شخص او را نمىديدم و مىگفت : راست گفتى تو همان راستگوى تصديق شدهاى . درود خدا بر تو باد !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٢٣