تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
هنگامى كه دقيانوس از مراسم عيد بازگشت جوياى احوال مشاوران خود شد . به او گزارش دادند كه آنهافرار كرده‌اند . وقتى از فرار آنها آگاه گرديد با هشتاد هزار سوار در جست و جوى آنها روانه گشت . هنگامى كه به بالاى سر آنها در غار رسيد همه را در خواب ديد . دقيانوس گفت : اگر مىخواستم آنها را مجازات كنم بيش از آن كه آنها خودشان را مجازات كردند ، مجازات نمىكردم . آنگاه فرمان داد كه معماران را در حضورش حاضر نمايند و به آنان دستور داد تا درب ورودى غار را با تخته سنگ‌هاى بزرگ و آهك مسدود نمايند . او به يارانش گفت : به آنان بگوييد : به خداى خودتان كه در آسمان است بگوييد شما را نجات داده و از اين مكان خارج سازد . على عليه السلام فرمود : اى برادر يهودى ! آنها سيصد و نه سال در آن غار ماندند ، هنگامى كه خداوند خواست آنها را زنده نمايد به اسرافيل فرمان داد تا در آنها روح بدمد . اسرافيل به آنها روح دميد و آنها از خواب بيدار شدند ، وقتى آفتاب تابيد يكى از آنها كه از بستر برخاسته بود گفت : شب گذشته از عبادت خداى آسمان غافل مانديم . آنها موقعى كه به نزديك غار آمده بودند در كنار خود چشمه‌هاى روان و درختان سرسبز بسيارى را ديده بودند اما اينك آب چشمه