تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
پيشگاه من ايستاده و از خوف من ، بند بندش مىلرزد و با قلبش و تمام وجودش براى عبادت من روى آورده است ! شما را شاهد مىگيرم كه شيعيانش را از آتش ، ايمنى بخشيدم » ؛ و من هنگامى كه او را ديدم به ياد آن چه افتادم كه پس از من بر سر او آورده مىشود ؛ گويا كنار او هستم ، آن گاه كه خوارى از درخانه‌اش وارد مىشود و حريمِ حرمتش ناديده گرفته و حقّش غصب و از ارثش محروم و پهلويش شكسته و جنينش سقط مىشود و او صدا مىزند : « يا محمّداه » و ( لى ) جواب نمىشنود و فرياد رس مىطلبد و به فرياد رسى نمىشود و او پس از من ، پيوسته محزون و مصيبت زده و گريان است ؛ گاه انقطاع وحى را از خانه‌اش به ياد مىآورد و گاه فراق مرا ؛ و هنگامى كه ( تاريكى ) شب او را فرا مىگيرد ، غم تنهايى او را فرا مىگيرد ؛ چرا كه ، ( ديگر ) صداى مرا كه به هنگام تهجّد با قرآن ، بدان گوش فرا مىداده ، نمىيابد . او خود را كه در دوران پدرش ، عزيز بوده ، آن گاه خوار مىبيند و در آن هنگام است كه خداوند - كه يادش بلند باد - با فرشتگانش مونس او مىشوند و خداوند او را بدان چه مريم بنت عمران را مورد خطاب قرار داد ، او را ندا مىكند و مىفرمايد : اى فاطمه ! « خداوند تو برگزيد و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است » ؛ اى فاطمه ! « فرمانبرِ پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع كنندگان ركوع كن » . سپس دردش شروع مىشود و بيمار مىشود و خداوند عزّوجلّ مريم بنت عمران را به سويش مىفرستد تا او را پرستارى كند و در بيماريش مونس او گردد و آن گاه است كه او مىگويد : « اى پروردگارم ! من ( ديگر ) از زندگى سير شده‌ام و از اهل دنيا بيزار شده‌ام ، پس مرا به پدرم ملحق فرما » ؛ در آن وقت خداوند عزّوجلّ او را به من ملحق مىكند و لذا او اوّلين كسى مىشود كه از ميان اهل‌بيتم به من ملحق مىشود . آن گاه او با حالتى محزون ، مصيبت زده ، غمزده ، غصب شده و كشته شده به من ملحق مىشود و من در آن هنگام مىگويم : « خداوندا ! آن كه به او ظلم نمود را از رحمت خود دور فرما و آن كه ( ارث و خمس ) او را غصب نمود را عذاب فرما و آن كس كه او را