تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
گريستى ! آيا در ميان آنها كسى نيست كه با ديدنش خوشحال شوى ؟ ! حضرت فرمود : سوگند به آن كسى كه مرا به نبوّت مبعوث كرد و بر همهء آفريدگان برگزيد ، من و اينها گرامىترين خلايق نزد خداوند عزّوجلّ هستيم و بر روى زمين ، احدى نزد من محبوب‌تر از اينها نيست ؛ امّا علىّ بن ابى طالب ، او برادرم و حاكمِ پس از من و پرچم دار من ، در دنيا و آخرت و صاحب حوضِ ( كوثر ) و شفاعت من است ؛ او مولاى هر مسلمان و پيشواى هر مؤمن و جلودار هر پرهيزگار است ؛ او وصىّ من و جانشين من بر اهل و امّتم در حيات و پس از مرگم است ؛ دوستدار او ، دوستدار من و بغض‌ورز او ، بغض‌ورز من است ؛ و به سبب ولايت اوست كه امّت من ، ( امّت ) مرحومه گرديد و به سبب دشمنى با او است كه مخالفان او از ميان آنها ، ملعونه گرديدند و من كه هنگام آمدن آنها گريستم ، به خاطر آن بود كه به ياد خيانت امّت ، پس ( از رحلتم ) افتادم كه منتهى به كنار زده شدن او از جايگاه من مىشود ؛ و اين در حالى است كه خداوند آن ( جايگاه ) را پس از من ، براى او قرار داده است ؛ سپس داستان او بدين منوال پيش مىرود تا آن كه در برترين ماه‌ها ( ؛ يعنى ، ) « ماه رمضان كه در آن ، قرآن فرو فرستاده شده است ، ( كتابى ) كه مردم را راه‌بَر و ( متضمّن ) دلائل آشكارِ هدايت و ( ميزان ) تشخيص حقّ از باطل است . . . » ضربه‌اى بر فرقش زده مىشود كه محاسنش از ( خون ) آن گلگون مىشود . و امّا دخترم فاطمه ؛ او بانوى زنانِ اوّلين تا آخرينِ عالميان است و او پارهء تن من است و او نور چشم من است و او روح من است ؛ ( روحى ) كه در كالبد من جاى دارد و او همان انسان - فرشته است . ( آرى ) آن گاه كه او در پيشگاه پروردگارش - جل‌ّجلاله - به محرابش مىايستد ، نورش بر فرشتگان آسمان مىدرخشد ، آن گونه كه نور ستارگان براى زمينيان مىدرخشد و ( آن گاه است كه ) خداوند عزّوجلّ به فرشتگانش مىفرمايد : « اى فرشتگانم ! به بنده‌ام فاطمه كه بانوى بندگان من است بنگريد كه در