( 65 ) : وَ أمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ .
و امر به معروف و نهى از منكر كرديد . . .
توضيح واژهها
المَعْرُوف : شناخته شده ، امر پسنديده ، معروف . « 1 »
الْمُنْكَر : انكار شده ، ناپسند ، ناخوشايند . « 2 »
شرح
واژهء « معروف » ، يعنى شناخته شده و آشنا ، و هر آنچه آشناست ، سبب انس و آرامش در انسان مىشود . « مُنكَر » ، يعنى ناشناخته ، و آدمى در برابر آنچه ناشناس است ، با احتياط ، قدم برمىدارد و به آن ، اطمينان ندارد .
در فرهنگ دينى ، « معروف » به كارهاى شايستهاى گفته مىشود كه جانِ آدمى ، آنها را مىشناسد . راستگويى ، نيكى كردن به ديگران ، مهربانى و خدمتگزارى ، از آن جملهاند .
« منكر » نيز ، يعنى كارهاى ناپسندى كه فطرتِ پاك ، با آن بيگانه است و انسانِ سالم ، از شنيدن آنها ، هراس دارد و تنفّر خود را بروز مىدهد . براى نمونه ، جانِ سالم ، دروغ گفتن ، ظلم كردن و آزار ديگران را بر نمىتابد . در فرهنگ قرآن ، راه بازشناسىِ خوبى و بدى ، در سرشت انسان ، نهاده شده است و فطرتِ آدمى ، به كارهاى نيك ، تمايل دارد و از كارهاى زشت ، بيزار است :
هامش
( 1 ) . « يدلّ على السكون و الطمأنينة » ( معجم مقاييس اللّغة ، ج 4 ، ص 281 ) . « المعروف : ضدّ المنكر » ( الصحاح ، ج 4 ، ص 1401 ) . « المعروف : إسم جامع لكلّ ما عرف من طاعة اللَّه و التقرّب إليه و الإحسان إلى الناس » ( النهاية ، ج 3 ، ص 216 ) .
( 2 ) . « خلاف المعرفة الّتى يسكن إليها القلب » ( معجم مقاييس اللّغة ، ج 5 ، ص 476 ) . « ضدّ المعروف و كلّ ما قبحه الشرع و حرمه و كرهه فهو منكر » ( النهاية ، ج 5 ، ص 115 ) .