بِالعَدلِ وَ امِرَ النّاسُ أن يَتَّبِعُوهُم . « 1 »
امام ، بايد آنچه را كه نزد اوست ، به امام پس از خود ، واگذار نمايد . نيز به امامان دستور داده شده است كه به عدالت ، رفتار كنند و به مردم ، دستور داده شده است كه از امامان خود ، پيروى نمايند .
امام ، با توضيح خويش ، مهمترين نكات محورى در آيه را تبيين فرموده است كه :
پيشوايان ، بايد به عدالت ، رفتار كنند و مردم هم بايد از عدالتپيشگان ، پيروى نمايند .
امانتِ امامت
علّامه مجلسى رحمه الله ، در كتاب گرانسنگ بحار الأنوار مىنويسد :
إنَّ الأمانَةَ فِى القُرآن الإمامَة .
امانت در قرآن ، امامت است . « 2 »
ايشان ، سپس رواياتى را در اين باره ، گرد آورده است . بنا بر اين ، مراد از واژهء « امانت » ، همان ، امامت است . از سوى ديگر ، در روايات ، امامت و مسئوليت امّت اسلامى ، امانتى است كه از سوى خداوند به بندگان شايستهاش عطا شده است . امير مؤمنان عليه السلام ، در نامهاى عتابآلود به اشعث بن قيس ، فرماندار آذربايجان ، فرمانروايى را حرفه و لقمهاى دندانگير نمىداند و مىنويسد :
إنَّ عَمَلَكَ لَيسَ لَكَ بِطُعمَةٍ وَ لكنَّهُ فى عُنُقِكَ أمانَةٌ وَ أنتَ مُستَرعَىً لِمَن فَوقَكَ لَيسَ لَكَ أن تَفتاتَ فى رَعِيَّةٍ وَ لا تُخاطِرَ إلّابِوَثِيقَةٍ وَ فى يَدَيك مالٌ مِن مالِ اللَّهِ عز و جل وَ أنتَ مِن خُزّانِهِ حَتّى تُسَلِّمَهُ الَىَّ . « 3 »
كارى كه بر عهدهء توست ، طعمهء تو نيست ؛ بلكه امانتى بر گردن توست و تو بايد پاسخگوى بالادستِ خود باشى . تو را نرسد كه خودسرانه ، به مردم فرمان دهى و در كارهاى دشوار ،
هامش
( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 3 ، ح 3217 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 277 ، ح 4 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 23 ، ص 273 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، نامهء 5 .