15 / 16 عبد العظيم صاعدى « 1 »
چو روح موج ز فرياد آب مىآيى * بلوغ واقعهاى بىنقاب مىآيى
غم بزرگ زمانه ، سياه كرده زمين * تو از تبار طلوعى ، چه ناب مىآيى
شكفته باد لبانت به شرح وسعت راز * كنون كه دور قدح را جواب مىآيى
چراغ لاله ز باران شود فروزان تر * طراوتى تو ز سمت سحاب مىآيى
چه زخمها كه به نامت زدند بر تن عشق * بيا كه با گل و شمع و كتاب مىآيى . « 2 »
15 / 17 احمد عزيزى « 3 »
اى زمين ، اين مردگان را قبر كُن * اى بشر تا قرن ديگر صبر كن
صبر كن وقت خروج آيههاست * طفل نرگس ، منتظر در سايههاست
مىكشد او ديو آهن پايه را * اژدهاى خفتهء سرمايه را
هامش
( 1 ) . عبد العظيم صاعدى ، متولد 1324 ش است . از جمله آثار او مىتوان به مجموعه شعر باغ پيراهن تو بود اشاره كرد .
( 2 ) . آفتاب انتظار : ص 54 .
( 3 ) . احمد عزيزى ، زاده سال 1337 ش در سرپل ذهاب كرمانشاه ، شاعر انقلاب و اهل بيت است . وى آثار شعر و نثر ادبى متنوّع و متعددى دارد و از پانزدهم اسفند 1386 ش تاكنون بر اثر اختلالات كليوى ، تحت مراقبتهاى ويژه است .