تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

15 / 14 نعمت اللَّه شمسىپور « 1 »

از پشت ديوار قرونْ يك روز ، مردى مىآيد از خدا سرشار * با كوله‌بارى از شقايق پُر ، با هيئتى از كربلا سرشار صدها چو داوود نبى مستند ، از عطر آواز نگاه او * با او ، تمام اين سكوتستان ، مىگردد از شعر خدا سرشار مىآيد و فوج كبوترها ، از چشم‌هايش بال مىگيرند * خواهد شدْ آرى ، آسمان آن روز ، از وسعت پروازها سرشار فردا تمامِ خاك مىبالد ، بر وسعت آيينه‌هاى سبز * فردا تمامِ خاك خواهد شد ، از « نان و گل » ، « نور و صدا » سرشار اى چشم‌هاى انتظارآلود ، بايد شكيباتر از اين باشيد * وقتى كه چشم مست آيينه است ، از انتظار بُهت‌ْزا ، سرشار . « 2 »

15 / 15 محمّدحسين بهجت شهريار « 3 »

دلم شكستى و جانم هنوز چشم به راهت * شبى سياهم و در آرزوى طلعت ماهت
هامش
( 1 ) . حجة الاسلام نعمت اللَّه شمسى پور ، متخلّص به فاكر . ( 2 ) . سيماى مهدى موعود در آئينهء شعر فارسى : ص 340 ، به نقل از : نعمت اللَّه شمسىپور ( فاكر ) . ( 3 ) . سيّد محمّدحسين بهجت تبريزى ، فرزند حاج ميرزا آقا خشكنابى ، در سال 1285 ش ، در تبريز به دنيا آمد . وى علوم مقدماتى را در همان شهر گذراند و در سال 1339 ق به تهران آمد و در دار الفنون در رشتهء طب به تحصيل پرداخت . پس از دو سال ، تحصيل را رها كرد و در سال 1310 ش ، به استخدام دولت درآمد . پس از چندى به نيشابور رفت و در بازگشت به تهران در بانك كشاورزى مشغول به كار شد . كلّيات اشعار وى بيش از پانزده هزار بيت دارد . شاهكار شعر شهريار « حيدر بابا » است كه به تركى سروده است . وى در اواخر عمر به تبريز برگشت و در سال 1367 ش ، در بيمارستان مهر تهران زندگى را بدرود گفت . جنازهء او به تبريز منتقل و در مقبرة الشعراى تبريز دفن شد .