راز خود را با شما اين گونه مىگويد « صبا » * آتشى افتاده بر جانم ، نمىدانم چرا . « 1 »
15 / 19 علىرضا قزوه « 2 »
آه مىكشم تو را ، با تمام انتظار * پر شكوفه كن مرا ، اى كرامت بهار
در رهت به انتظار ، صف به صف نشستهاند * كاروانى از شهيد ، كاروانى از بهار
اى بهار مهربان ، در مسير كاروان * گل بپاش و گل بپاش ، گل به كار و گل به كار
بر سرم نمىكشى ، دست مهر اگر ، مكش * تشنهء محبّت اند ، لالههاى داغدار
دستهدستهگم شدند ، سهرههاى بىنشان * تشنهتشنه سوختند ، نخلهاى روزهدار
مىرسد بهار و من ، بى شكوفهام هنوز * آفتاب من بتاب ، مهربان من بيار ! « 3 »
هامش
( 1 ) . يار غايب از نظر : ص 82 .
( 2 ) . علىرضا قَزوه ، زادهء بهمن 1342 ش در گرمسار ، نويسنده و شاعر معاصر ايرانى است . قزوه از غزلسرايان معاصر به شمار مىرود ، و آثارى نيز در عرصهء نثر و تحقيقات ادبى دارد .
( 3 ) . يار غايب از نظر : ص 322 .