گر پا نهى به ديدهء من ، عين مطلب است * بيگانگى مكن مرو - اى آشنا - بيا
اى آرزوى هر دلِ بىآرزو مرو * وى مدّعاى هر دلِ بىمدّعا بيا
بىتابىام گسسته عنان كرده همچو موج * اى كِشتى اميدِ مرا ناخدا بيا
بيمار انتظارم و محروم از وصال * اى دردِ اشتياق جهان را دوا بيا
مطلب ، « 1 » « نجيب » چشم به راه است روز و شب * يعنى سخنْ تمام ، فلانى بيا بيا . « 2 »
هامش
( 1 ) . مطلب : در اين جا به معناى خلاصهء سخن ، خلاصهء مطلب .
( 2 ) . كليات نجيب كاشانى ، ص 91 ، دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 241 .