تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
چشمش نشد از دولت ديدار تو محروم * پيداست كه آيينه ز صاحبنظران است اى پرده‌نشين دل و جان ! در ره شوقت * اين مَطلع فرخنده مرا وِرد زبان است تا ديده ز دل ، نيم‌قدم ره به ميان است * از پرده بر آ ! چشم جهانى نگران است محروم مَهِل ، ديدهء امّيد جهان را * اى آن كه حريمت ، دل روشن‌ْگهران است بى روى تو در ديده بوَد خار نگاهم * بىوصف تو جان در تن من بار گران است افسر به سر دولت بدخواه تو ، تيغ است * اختر به دل تيرهء خصم تو ، سنان است .
« 1 » و نيز از اوست :
امام امَم ، صاحبِ عصر ، مهدى * كه نامش علَم شد به مشكل‌گشايى فلك ، كرده هر صبح با كاسهء مهر * ز دربار دُردىكشانش ، گدايى در انديشه چون بگذرد ، پاىْبوسش * سخن آيد از خامه بيرون حنايى ! ز تشريف ابر كفَش در بهاران * كند شاهد غنچه گلگون‌قبايى ز گَرد سُم دشت‌ْپيما سمندش * برَد ديدهء مهر و مه ، روشنايى خديوا ! به طور سخن آن كليمم * كه كلكم عَلَم شد به معجزْنمايى
هامش
( 1 ) . سيماى مهدى موعود در آئينهء نشر فارسى : ص 109 ، به نقل از : ديوان حزين لاهيجى : ص 629 - / 631 .