تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به جز سايل نباشد حكمِ كس بر وى روان امّا * پذيرد حكم او هم پيش از آن دم كو برآرد دم به جان از نارش افتد تَف به دشمن گر زند سيلى * شود دينارش اندر كف ، به سايل گر دهد درهم به هر كاو وعده‌اى داده ، وفايش كرده آماده * ز يك پشت و شكم زاده ، وفا با وعده‌اش توأم زدندى شاد و شرمنده ، به جُبن و بُخل هم خنده * شدندى هر دو گر زنده ، به عهدش رستم و حاتم دهد عيسى به گيتى ، مژده آخِر دم قدومش را * گر اوّل روز ، احمد را بشارت داد از مَقدم رسد بر كوثر جنّت اگر از برق خشمش تَف * چكد بر آتش دوزخ اگر از ابرِ لطفش نم زند رضوان چو نمرود اندر آتش خرقهء رنگين * كند مالك خليل‌آسا گُل‌آگين جامهء مُظلَم به اجماع ملل روزى كه در آخر زمان گردد * زمين چون زلف خوبان ، تيره و آشفته و درهم نشيند بر سرير سرورى شاهِ فلك جاهى * كه از عدلش جهان گردد چو روى نوخطان « 1 » خرّم ولى هر يك به اسم ديگر و رسم دگر خواندنش * زبان عالمى گَردان به نام او مگر ابكَم « 2 »
هامش
( 1 ) . نو خط : جوانى كه تازه پشت لب وى سبز شده است . ( 2 ) . ابكم : گنگ .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 151 | محمد الريشهري