تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

11 / 13 وجيه الدين تكلو « 1 »

شاه امَم امامِ هُدا صاحبَ الزمان * كز نامِ او سخن به ثريّا برآورم در گفتگوى مدحت او شكّرِ كلام * از كام طوطيانِ شِكَرخا « 2 » برآورم با آبِ روى خاكِ درش كاينات را * بر گِرد خوانِ ( نحنُ قَسَمْنا ) « 3 » برآورم دستى كه سوى خوان خداوندىاش برم * صد بنده را ذخيرهء عقبا برآورم صيتِ « 4 » خروجش ار به چهارم فلك برم * خورشيد را ز پهلوى عيسى برآورم « 5 » شاها در انتظارِ تو نزديك شد كه من * از راهِ ديده ، هستىِ خود را برآورم از آبِ چشم و بوسه گهِ آستانِ تو * گرد از نهادِ زَمزم و بَطحا برآورم زاين بوى پيرهن كه ز جَيْب تو مىدمد * از چشمِ يوسف اشكِ زليخا برآورم با طاعتِ حريم تو بر روى انبيا * قُدسِ خليل و مسجدِ اقصا برآورم گر نَكهت « 6 » نسيمِ ولاى تو بشنوم * چون سبزه ، سر ز خاكِ تولّا برآورم در سايهء لواى تو چون قرصِ آفتاب * بر جانِ خصم ، تيغِ تَبَرّا برآورم افشا كنم خيانتِ اربابِ بُغض را * انكارشان ز عالمِ اخفا برآورم در گورِ جسم از دلِ خصمِ سيه‌دلت * چون مور ، ذرّه‌ذرّه سويدا « 7 » برآورم
هامش
( 1 ) . وجيه الدين نسف آقاى تَكَلّو ، متخلّص به شانى ، متولّد قرن دهم در تهران است و از شاعران دربار صفوى بوده است و در سال 1023 ق در مشهد در گذشت . ديوان او چاپ شده است . ( 2 ) . شكرخا : كنايه از شيرين‌گفتار . ( 3 ) . اشاره به آيهء« أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا . . . ؛آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم . . . » ( زخرف : آيهء 32 ) . ( 4 ) . صيت : آوازه ، شهرت نيكو . ( 5 ) . عيسى عليه السلام در فلك چهارم با خورشيد ، همسايه است . ( 6 ) . نكهت : بوى خوش . ( 7 ) . سويدا : دانهء دل ، نقطهء سياه كه بر دل است .