سَموم « 1 » دورى و تاب من از كجا به كجا * دلم ز موم ملايمتر و من از حَجَرم
طلوع كن ز گريبانِ غيب چون گلِ صبح * كه بَذلهسَنج « 2 » و نواسازِ گلشن سحرم
رُخت ز پرده چو مى در پياله مىنگرم * كه از تخيّلِ حُسنت رفيق شد بصرم
به چشمِ ظاهرم آيينهدار باطن خويش * به رؤيت تو به اسرار غيب ديدهورم
فروغِ لطفِ تو سرمايه ، نورِ مهر تو زاد * به سوى عالمِ علوى ارادهء سفرم .
« 3 »
11 / 10 ناظم هروى « 4 »
امام حاضر و غايب ، محمّد مهدى * كه گشته خاكِ وجودم به مِهر او تخمير « 5 »
فلك به كينِ عدويش گرفته خوىِ پلنگ * زند به چشمِ حسودش هِلال ناخنِ شير
خوش آن زمان كه چو « يا صاحبَ الزَّمان » گويم * شبِ مرا دهد از چهره ، آفتابِ مُنير
هامش
( 1 ) . سموم : باد زهرآگين و كشنده كه در بيابانها وزد .
( 2 ) . بذله سنج : ظريف و خوشصحبت .
( 3 ) . نسخهء خطى كتابخانهء ملى ملك ، به شمارهء 641 ، به نقل از دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 134 .
( 4 ) . ملّا فرخ حسين ، متخلّص به « ناظم » در سال 1011 ق در هرات به دنيا آمد . تاريخ وفات او از سال 1072 تا 1081 ق ذكر شده است .
( 5 ) . تخمير : سرشتن ، سرشته .