11 / 6 ملّامحسن فيض كاشانى « 1 »
صبا به لطف بگو ختم آلطاها را * كه فرقت تو به زارى بسوخت دلها را
قرار خاطر ما هم تو مىتوانى شد * « كه سر به كوه و بيابان تو دادهاى ما را » « 2 »
بُرون خرام ز مغرب كه تيره شد آفاق * ز رسم خويش بگردان طلوع بيضا را
بيابيا كه حضور تو مُرده زنده كُند * ز آسمان به زمين آورد مسيحا را
نمانْد صبر و سكون بعد از اين به هيچ دلى * به وصل گل برسان بلبلان شيدا را
خوش آن زمان كه به نور تو راه حق سپريم * طريق و منزل و مقصد يكى شود ما را
نهد به پاى تو سر « فيض » و جان كند تسليم * گذشت قطره زمستى چو ديد دَريا را .
« 3 »
هامش
( 1 ) . محمّد بن شاه مرتضى ، مشهور به « ملّا محسن فيض كاشانى » ، از فقيهان و حكيمان معروف عصر صفوى است . او در قم به دنيا آمد و در اين شهر و سپس كاشان به تحصيل پرداخت . آنگاه در شيراز نزد سيّد ماجد بحرانى و ملّا صدرا تلمّذ كرد . وى تأليفات فراوانى دارد كه از جملهء آنها مىتوان : اصولُ المعارف ، كلمات مكنونة ، الصافى ، الوافى و المَحَجّة البيضاء ، را نام برد . بيش از شش هزار بيت شعر از وى باقى مانده است . او سالهاى پايانى عمر خويش را در كاشان زيست و به سال 1091 ق ، همانجا در گذشت ( معادن الحكمة : ج 1 ص 169 ، مقدمهء ديوان فيض ، رسالهء شرح صدر ، ضميمهء ده رسالهء فيض كاشانى : ص 58 - / 62 ، الوافى : ج 1 ص 23 ) .
( 2 ) . تضمينى است از شعر حافظ شيرازى .
( 3 ) . خوشههاى طلائى : ص 25 ، ديوان ملّا محمد محسن فيض كاشانى .