تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
هر كس چو التِجا « 1 » به درِ خانه‌اى بَرَد * ماييم و آستان تو يا صاحب الزمان ما را به لطف و مرحمت خود قبول كن * گر نيك آمديم وَگر بد قبول كن .
« 2 »

10 / 5 وحشى بافقى « 3 »

خوش آن‌كه پشت بر اهلِ زمانه كرد چو ما * رخِ طلب به رهِ صاحب الزمان دارد شهِ سَريرِ ولايت ، محمّد بنِ حَسن * كه حُكم بر سرِ ابناى انس و جان دارد كَفَش كه طعنه به لطف و سخاى بحر زند * دلش كه خنده به جود و عطاى كان « 4 » دارد
به يك گداى فرومايه صرف مىسازد * به يك فقيرِ تهىكيسه در ميان دارد
هامش
( 1 ) . التجا : پناه بردن . ( 2 ) . نسخهء خطى كتابخانهء مجلس : شمارهء 7594 ، ص 61 ، دانش‌نامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 101 . ( 3 ) . مولانا كمال الدين محمّد وحشى بافقى كرمانى ، متخلّص به « وحشى » ، در سال 939 ق در بافق كرمان متولد شد . وى يكى از شاعران زبردست در سدهء دهم هجرى از شاعران برجستهء دوران صفويه است كه به سبب سبك خاص خود در سخنورى اهميت دارد . تركيب‌بندهايش از بهترين نمونه‌هاى « طرز وقوع » در شعر پارسى است . از آثار وى است : مثنوىهاى ناظر و منظور ، فرهاد و شيرين ، خُلد برين و كليات اشعار . وحشى در سال 991 ق درگذشت و در محلهء سر برج يزد در كنار مزار شاهزاده فاضل دفن شد ( اثرآفرينان : ج 4 ص 37 ) . ( 4 ) . كان : معدن .