چون مُدّعاى « 1 » خاطر او بر تو ظاهر است * « صِدقى » صفت به سوى دعا رو از آن نهاد
تا در خيالِ خَلق نيايد كه در ازل * وضعِ زمانه مُبْدِعِ « 2 » اشيا چهسان نهاد
اوضاع روزگار به يُمن وجود تو * باد آن چنان كه صانعِ بىچونْ چنان نهاد . « 3 »
10 / 4 شعبان كاشى « 4 »
آدم دَمِ ظهور تو يا صاحب الزمان * عالم گرفت نور تو يا صاحب الزمان
عيسى ز آسمان چهارم نزول كرد « 5 » * در وعدهء ظهور تو يا صاحب الزمان
نُه سقفِ آسمان « 6 » بوَد از رفعتِ جلال * يك غرفه از قُصور تو يا صاحب الزمان
تاريك بود ديدهء مردم ز جورِ ظلم * روشن شد از درودِ تو يا صاحب الزمان
هامش
( 1 ) . مُدّعا : درخواست ، آرزو .
( 2 ) . مُبدع : آفريننده ، ابداع كننده .
( 3 ) . نسخهء خطى كتابخانهء مجلس : شمارهء 13501 ، دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 96 .
( 4 ) . شاعر ، شناخته نشد جز اين كه : اوّلًا نامبردار و متخلّص به « شعبان كاشى » است و به خطّهء كاشان تعلّق دارد ؛ ثانياً ، شيعهء اثناعشرى و دوستدار اهل بيت عليهم السلام است و در ستايش آن بزرگواران ، شعر سروده است ؛ ثالثاً ، با توجه به نسخهاى خطى كه مأخذ شعر اوست ، زمان زندگىاش حدود سدهء دهم است ( اثرآفرينان ، ج 4 ص 37 ) .
( 5 ) . اشاره به نزول مسيح عليه السلام در زمان ظهور صاحب الأمر عليه السلام كه در روايات بسيارى بدان تصريح شده است .
( 6 ) . نُه سقف آسمان : كنايه از افلاك نُه گانه ، همهء كائنات .