اندكى امن اگر بود آن روز * در حد كوهسار مىبينم
همدمى و قناعت و كُنجى * حاليا اختيار مىبينم
گرچه مىبينم اين همه غمها * شادىاى وصل يار « 1 » مىبينم
غم مخور زان كه من در اين تشويش * خرّمى غمگسار « 2 » مىبينم
بعد « 3 » امسال و چند سال دگر * عالمى چون نگار مىبينم
چون زمستان پنجمين « 4 » بگذشت * ششمش خوش بهار مىبينم
نايب مهدى آشكار شود * بلكه من آشكار مىبينم
پادشاهى تمام دانايى * سرورى با وقار مىبينم
بندگان جناب حضرت او * سر به سر تاجدار مىبينم
تا چهل سال اى برادر من * دور آن شهريار مىبينم
دور او چون شود تمام به كام * پسرش يادگار مىبينم
پادشاه و امام هفت اقليم « 5 » * شاه عالىتبار مىبينم
بعد از آن « 6 » خود امام خواهد بود * كه جهان را مدار مىبينم
ميم و حا ، ميم و دال مىخوانم * نام آن نامدار مىبينم
صورت و سيرتش چو پيغمبر * علم و حلمش شعار مىبينم « 7 »
يد بيضا كه باد پاينده * باز با ذوالفقار مىبينم
هامش
( 1 ) . غمگسار ، بدل وصل يار .
( 2 ) . وصل يار ، بدل غمگسار .
( 3 ) . بعد از ، بدل بعدِ .
( 4 ) . آخرين ، بدل پنجمينِ .
( 5 ) . پادشاه تمام دانايى ، بدل مصراع است .
( 6 ) . ازو ، بدل از آن .
( 7 ) . دين و دنيا از او شود معمور خلق از او بختيار مىبينم بدل بيت است .