در ولايت داور و داراى دوران آمده * طبع من [ چون ] حضرت او را ثناخوان آمده
چون كه تحسين از روان پاك حسّان آمده * بعد از او مهدى شده خاتم به فضل كردگار
آن كه خورشيد منّور شمسهء ايوان اوست * شير نُه گردون شكار شير شادروان اوست
دور گردون بى تكلّف تابع فرمان اوست * تابع او چون نباشد دور چون دوران اوست
اوست شاهنشاه عهد و عهد در پيمان اوست * جود و مردى و مروّت ، آيتى در شأن اوست
حكم منشور قضا موقوف بر فرمان اوست * منشى حكم قَدَر ، مستوفى ديوان اوست
چاكرى از چاكران خادم دربان اوست * پادشاه خاوران بر طارم نيلى حصار
مهدى هادى كه او قائم مقام مصطفاست * نائب خاص رسول و سايهء لطف خداست
هم ولايت را پناه و هم امامت را سزاست * گرد خاك آستانش ديدهها را توتياست
اى قباى سلطنت بر قامت قدر تو راست * صاحب صاحب زمانى منصب خاتم توراست
بندهء بيچاره اشرف كو هواخواه شماست * چاكرى از چاكران مصطفى و مرتضاست
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٠٣