چون غلامان گر قبول حضرتت گردد رواست * زان كه غير از بندگى ديگر ندارد هيچ كار .
« 1 »
9 / 6 شاه نعمت اللَّه ولى « 2 »
قدرت كردگار مىبينم * حالت روزگار مىبينم
حكم « 3 » امسال صورتى دگر است * نه چو پيرار و پار مىبينم
از نجوم اين سخن نمىگويم * بلكه از كردگار مىبينم
غين در دال « 4 » چون گذشت از سال * بوالعجب كار و بار مىبينم
در « 5 » خراسان و مصر و شام و عراق * فتنه و كار زار مىبينم
گرد آئينه ضمير جهان * گرد و زنگ و غبار مىبينم
همه را حال مىشود ديگر * گر يكى در « 6 » هزار مىبينم
ظلمت ظلم ظالمان ديار * بى حد و بى شمار مىبينم
هامش
( 1 ) . تشيّع وولاى اهل بيت در ادب فارسى قديم : ص 247 .
( 2 ) . مير نورالدين نعمت اللَّه بن مير عبداللَّه ولى ، از مشاهير صوفيه در سال 731 ق در شهر حلب از پدرى عرب ( از سادات علوى ) و مادرى ايرانى به دنيا آمد . به نقاط مختلفى سفر كرد و افزون بر صد سال زيست . ربع آخر عمر خود را در ماهان كرمان سپرى كرد و قبر او آن جاست . در سال 832 و به قولى 834 در گذشت . اشعار فراوانى از او بر مذاق تصوف وعرفان بر جاى مانده . قصيدهاى از ديوان او با رديف « مىبينم » كه شكل پيشگويى از آينده تا ظهور امام مهدى عليه السلام را دارد ، بسيار مشهور شده است . در اين قصيده ، دخل وتصرفهاى بسيار شده و برخى خواستهاند وقايع مهمى را از آن استخراج كنند كه محل تأمّل است . ما اين قصيده را از نسخهاى معتبر كه كتابت سال 996 ق است ( كتابخانه مجلس ، نسخه ش 13484 ) و با چند نسخه خطى ديگر - كه در كتابخانه مجلس موجود است - ، هماهنگ است ، نقل مىكنيم ( ر . ك : ديوان شاه نعمت اللَّه ولى ) .
( 3 ) . در برخى نسخ حال ، بدل حكم .
( 4 ) . عين ورا ذال ، بدل غين در دال ( مصحح نور بخش ) .
( 5 ) . از ، بدل در .
( 6 ) . ور بدل در .