زمينى ، « 1 » اقتضا مىكند كه اصل اوّليه در رفتار با وى رحمت و احترام باشد . فطرت انسانى نيز ضرورت اين اصل رفتارى را تأييد مىكند ، چنان كه به پيامبران ، همواره توصيه شده است كه با مخاطبان خود ، كريمانه و از روى رأفت برخورد كنند . « 2 » رفتارهاى فاقد ويژگى رحمت ، معلول واكنش منفى فرد در مقابل ارادهء الهى يا زيادهخواهى و زورگويى او در مقابل ديگران است كه شرع و عقل ، جواز چنين واكنشى را صادر نموده و در حقيقت ، جنبهء تقابلى با رفتار اين گونه افراد دارد .
قاعدهء دوم بر تعامل متناسب با نگرش و عملكرد فرد در مناسبات اجتماعى تأكيد دارد و خداوند در تعيين نوع تعامل پيامبران با افراد جامعه بدان استناد جسته است .
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » .
« 3 »
محمّد ، پيامبر خداست ، و كسانى كه با اويند ، بر كافران ، سختگير [ و ] با همديگر مهربان اند .
اين آيه ، بدون مردود اعلام كردن تضادهاى نگرشى در جامعهء دينى ، به ارائهء معيار و ضابطه در تعامل با مؤمنان و كافران پرداخته است كه در رسالت نبوى به
هامش
( 1 ) . التحرير و التنوير ، ابن عاشور : ج 14 ص 131 .
( 2 ) .« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى؛ با او سخنى نرم گوييد . شايد كه پند پذيرد يا بترسد » ( طه : آيهء 44 ) و« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ پس به [ بركتِ ] رحمت الهى ، با آنان نرمخو [ و پُرمِهر ] شدى ، و اگر تندخو و سختدل بودى ، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مىشدند . پس ، از آنان در گذر و برايشان آمرزش بخواه ، و در كار [ ها ] با آنان مشورت كن ، و چون تصميم گرفتى ، بر خدا توكّل كن ، زيرا خداوند ، توكّلكنندگان را دوست مىدارد » ( آل عمران : آيهء 159 ) .
( 3 ) . فتح : آيهء 28 .