پديد آورد تا معارف قرآنى و حديثى را تبيين و ترويج نمايند كه از جملهء آنها مسئلهء مهدويت بوده است . از ديگر سو ، اين دوره بنا بر شرايط خاصّ فرهنگى و كلامى آن ، همزمان با ظهور فرقههايى چون غاليه و واقفه است كه در اثر كجفهمى و كجنگرىهاى خود ، چهرهء برخى از معارف اسلامى از جمله آموزهء مهدويت را تيرهناك كرده بودند و در گزارههاى نقلى آن ، دست يازيده بودند . در مقابل ، امامان عليهم السلام ضمن نقد اين جريانها به تبيين آموزهء اصيل ظهور مهدوى پرداختند . از اين رو ، احاديث مورد بحث مىتوانند نوعى اصلاح نگرهها و پندارهاى ناصواب در باب مهدويت نيز تلقّى گردند كه فرقههايى آن را به نفع خود ، تغيير داده و يا مصادره كرده بودند كه در برخى از احاديث نيز ( همانند ترديد در عدم تسامح امام مهدى عليه السلام و شبههء ترحّم وى در صورت فاطمى بودنش ) ، « 1 » بخشى از آن ، انعكاس يافته است .
از اين رو ، فضاى كلّى حاكم بر صدور احاديث مورد بحث ، يك فضاى خاصّ تاريخى و فرهنگى است كه بايد در تحليل و تبيين آنها ، مدّ نظر قرار بگيرد . در تك حديث امام على عليه السلام نيز هر چند مخاطبِ اصلى ، طيف فكرى و سياسى بنى اميّه است ، ليكن مىتوان آن را از باب مصداق تاريخى عهد امام عليه السلام توجيه كرد و ضمن الغاى خصوصيتِ تاريخى بنى اميّه ، مواجههء امام مهدى عليه السلام را با هر جريان مشابه بنى اميّه ، از همين نوع دانست .
2 . ارزيابى احاديث كشتار در قيام امام مهدى عليه السلام
در يك طبقهبندى كلّى ، احاديث مربوط به كشتار در قيام امام مهدى عليه السلام را مىتوان به سه دستهء « جنگ » ، « گردن زدن مخالفان » و « عدم ترحّم » تقسيم كرد كه البتّه ميزان دلالت آنها بر كشتار در قيام مهدوى ، متفاوت است .
هامش
( 1 ) . « . . . لا يُعطيهِم إلَّاالسَّيفَ هَرجا هَرجا ، مَوضوعا عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيَةَ أشهُرٍ حَتّى تَقولُ قُرَيشٌ : لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمنا » ( ر . ك : ص 86 ح 1685 ) .