احاديث ، تصريح شده كه ميان اهل بيت عليه السلام و قريش ، چيزى جز شمشير باقى نمانده است . « 1 »
6 . بررسى ادلّهء بقاى اديان تا قيامت
امّا ادلّهء خاصّ قرآنى طرفداران كثرت اديان ، داراى الفاظى صريح در بقاى ظاهرى اديان ديگر است ؛ چه آن آيات كه بقاى دشمنى ميان يهوديان يا مسيحيان را بيان مىكنند ، چه آياتى كه ناظر به عذاب يهوديان است و چه آيات ناظر به برترى پيروان عيسى عليه السلام بر كافران و در تمام اينها قيد « إلى يوم القيامة » آمده است ؛ يعنى موارد ياد شده تا قيامت ، جريان خواهد داشت .
ظاهر اين آيات ، حاكى از كثرت اديان تا روز قيامت است . ليكن نمىتوان گفت به دليل استمرار برترى در اين آيه تا روز قيامت ( إلى يوم القيامة ) بايد همواره منكرانى باشند تا برترى پيروان ، معنا پيدا كند ؛ زيرا اثبات حكمى براى چيزى ، مُثبِت وجود موضوع و مصداق آن در عالم واقع نيست . احكام بيان شده در متون دينى براى موضوعات ، به صورت مشروط هستند ؛ يعنى مشروط به وجود مصداق ، آن حكم جريان پيدا مىكند . مثلًا هنگامى كه مىگوييم « إِنِّى سِلمٌ لِمَن سَالَمَكُم وَ حَربٌ لِمَن حَارَبَكُم إِلَى يَومِ القِيَامَة » ، « 2 » مقصودمان اين نيست كه بالفعل كسانى باشند كه من تا قيامت در حال دوستى يا دشمنى با آنها باشم ؛ بلكه مقصود اين است كه خودِ دوستى و دشمنى ادامه دارد ، نه اين كه طرفهاى دوستى و دشمنى وجود داشته باشد . مثلًا در عين حال كه اينك يزيد و شمر و ابن زياد در دنيا نيستند ، من آنها را دشمن مىدارم و از آنها بيزارى مىجويم . در اين جا نيزگفته مىشود كه ميان آنها تا قيامت دشمنى است . اين به معناى وجود بالفعل طرفين نيست ؛ يعنى اگر يافت
هامش
( 1 ) . مانند روايت ابو بصير از امام صادق عليه السلام : « إذا قام القائم لم يكن بينه و بين العرب و قريش إلّاالسيف و ما يأخذ منها إلّاالسيف ، و لا يعطيها إلّاالسيف ، و ما تستعجلون بخروج القائم » ( الغيبة ، نعمانى : ص 234 ) .
( 2 ) . زيارت عاشوراى امام حسين عليه السلام ( كامل الزيارات : ص 176 ) .