تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نابود شود . مخالفان ، چند دسته‌اند : گروهى از آنان از سرِ لجاجت ، با حق در مىآويزند و گروهى از سر ناآگاهى با آن مخالف‌اند . حكم اين دو گروه ، بنا بر عقل و شرع ، يكسان نيست . كار اصلى امام و حجّت خدا ، هدايت مردم است و بقيّهء كارها بايد در پرتو هدايت ، معنا پيدا كنند . پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن پيمودن مراحل ياد شده ، همواره از پيشنهادهاى صلح ، حتّى با كفّار و مشركان ، « 1 » استقبال مىكرد و آن را فرصتى براى گسترش اسلام و رساندن پيام توحيد به گوش همگان مىدانست . با همين روش بود كه به تدريج ، شرك و كفر از شبه جزيرهء عربستان ، محو شد و پيروان اديان ديگر نيز تسليم شدند و جزيه پرداختند . با اين بيان ، مىتوان ادلّهء دو گروه اوّل را جمع كرد . بازخوانى آن ادلّه در پرتو اين فرضيه ، راه جمع ادلّه را ، آن گونه كه گذشت ، آسان مىكند . ادلّهء عامّ قرآنى طرفداران كثرت اديان در جامعهء مهدوى - كه شامل عدم اكراه در دين ، استقبال از پيشنهاد صلح ، دستور به جدال احسن و هم‌زيستى مسالمت‌آميز است - ، تماماً با فرضيهء ياد شده ، سازگار است . همهء اين موارد مىتوانند سيرهء امام زمان عليه السلام نيز به شمار آيند و در عمل ، نيازى به الزام و اكراه در دين نباشد و مردم به واسطهء رشدى كه يافته‌اند و با مشاهدهء سيرهء كريمانهء امام زمان عليه السلام ، كم كم و گروه گروه ، به دين اسلام متمايل مىشوند و گم‌شدهء خويش را در آن مىبينند . دعوت حكيمانه و جدال احسن نيز بر اين روىآورد مىافزايد . به دليل اين كه عقول مردم در دوران امام زمان عليه السلام تكميل مىشود ، « 2 » همهء يهوديان و مسيحيان با شنيدن استدلال‌هاى قوى اسلامى ، ايمان مىآورند . در اين صورت ، ديگر مسيحيت و يهوديت و ديگر اديان الهى نيز باقى
هامش
( 1 ) . ماجراى صلح حُدَيبيه در اين زمينه درس‌آموز است . در اين صلح ، پيمانى ده‌ساله بسته شد كه مسلمانان از شرّمشركان در امان باشند و سال بعد به مكّه بيايند . نتيجه اين شد كه مشركان نتوانستند بر پيمان خود ، باقى بمانند و دو سال بعد ، مكّه فتح شد ( ر . ك : الطبقات الكبرى : ج 3 ص 332 ) . ( 2 ) . اشاره به حديثى در اين زمينه كه امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « هنگامى كه قائمِ ما قيام كند ، خداوند ، دستش را برسرِ بندگان مىگذارد و عقول آنها را جمع مىكند و خيال‌هاشان را كامل مىگرداند » ( الكافى : ج 1 ص 25 ) .