شمشير ، چيزى در كار نيست » . « 1 »
ليكن اين سخن ، درست نيست ؛ زيرا در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز نيازى به تقيّه از اهل كتاب نبود و آن قدر قدرت داشتند كه با آنها مصالحه نكنند ؛ امّا چنين نكردند . اين ، نشان مىدهد كه بناى اوّليهء اسلام بر همزيستى مسالمتآميز و مصالحه است و اگر چيزى بر خلاف آن باشد ، نيازمند دليل است . اين موضع با حديث ابو بصير از امام صادق عليه السلام در مورد مشابهت سيرهء امام مهدى عليه السلام با سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله كه با اهل كتاب با مسالمت ، رفتار مىكند ، « 2 » تقويت مىشود . اگر هم چيزى در مورد تفاوت سيرهء گفته شده ، مربوط به تفاوت شرايط است . مثلًا در روايت ابى خديجه از امام صادق عليه السلام به نقل از امام على عليه السلام چنين مىخوانيم :
براى من جايز بود كه فراريان دشمن را بكُشم و كار مجروحان را تمام كنم ( كنايه از كشتن آنها ) ؛ امّا اين كار را به جهت سرنوشت يارانم ترك كردم تا اگر مجروح شدند ، كشته نشوند . قائم مىتواند فراريان را بكُشد و كار مجروحان را تمام كند . « 3 »
ياران امام زمان عليه السلام ، بر خلاف ياران امام على عليه السلام ، زير دستِ دشمن نخواهند افتاد و شرايط اين دو امام بزرگوار ، متفاوت است . طبيعتاً چنين برخورد قاطعى در برابر كسانى خواهد بود كه زمينهء اصلاح آنها وجود نداشته باشد و امكان پيوستن آنها به اردوگاه دشمن و تقويت بنيهء نظامىاش برود . امّا در صورتى كه چنين نباشد ، سيره امام عليه السلام هدايتگرى و رأفت به بندگان است .
امّا آنچه در مورد سختگيرىهاى امام زمان عليه السلام گفته شده ، ظاهراً مربوط به دستههايى خاص از مردم لجوج و عنود ، مانند برخى از مردم عرب است . اين موضوع در تعدادى از احاديث ، مورد توجّه قرار گرفته است . « 4 » در برخى از اين
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 236 ، الغيبة ، طوسى : ص 459 ، الخرائج والجرائح : ج 3 ص 1155 ح 61 ، عقد الدُّرَر : 228 .
( 2 ) . ابو بصير از امام صادق عليه السلام : « . . . يُسَالِمُهُم كَمَا سَالَمَهُم رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله » ( المزار الكبير : ص 135 ) .
( 3 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 232 .
( 4 ) . مانند : روايت زُراره از امام صادق عليه السلام : « مَا بَقِىَ بَينَنَا وَ بَينَ العَرَبِ إِلَّا الذَّبحُ وَ أَومَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَلقِهِ ؛ ميان ما و عرب ، جز ذبح ، چيزى باقى نمانده است ( و با دست به حلقش اشاره كردند ) » ( الغيبة ، نعمانى : ص 236 ) .