فرضيهء وحدت دين و كثرت شرايع ، مىتواند تا حدّى معقول باشد ؛ امّا براى پذيرش آن ، نياز به ادلّه و شواهدى بيشتر است . بايد به اين پرسش پاسخ داده شود كه بقاى شرايع ديگر با وجود شريعت برتر ، چه فايدهاى دارد ؟ هنگامى كه شريعت سهله و سَمْحهء اسلامى در اختيار همگان قرار مىگيرد و از آن آگاهى مىيابند ، چه دليلى دارد كه برخى بخواهند بر شرايع گذشتهء خود ، پافشارى كنند ؟ اين پافشارى ، نتيجهاى جز محروم ماندن از فوايد شريعت برتر ندارد .
البته تفاوتهاى فرهنگى و قومى ، مىتواند يكى از عوامل دلبستگى مردم به شرايع گذشته باشد ، چنان كه طرز پوشش و گويش افراد و اقوام مختلف ، متفاوت است . ممكن است در شيوههاى شرعى نيز پارهاى تفاوتها مجاز باشد ؛ امّا با نگاهى به شريعت اسلام و اعمال آن و دعوت مردم به يكسانى و همراهى در مسائل شرعى ، مانند نمازهاى جماعت ، مراسم حج و عمره و ساير اعمال جمعى در اسلام ، در مىيابيم كه سياست اسلام ، حركت به سمت وحدت و يكپارچگى است . بنا بر اين ، فرضيهء وحدت دين و كثرت شرايع ، ضمن اين كه مىتواند ميان ادلّهء قرآنى و روايى جمع كند ، امّا موانعى بر سر راه دارد كه موجب مىشود نتوان آن را جدّى تلقّى كرد .
به نظر مىرسد كه فرضيهء « محو تدريجى اديان در جامعهء مهدوى » ، بتواند در قالب نظريهاى كارآمد و جامع ، مورد دفاع قرار گيرد ؛ زيرا هم توانسته ميان ادلّهء قرآنى و روايى ، جمع كند و هم نظريهاى معقول و قابل پذيرش است . مانعى نيز در برابر آن وجود ندارد .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: محمد الريشهري
ص٣١٥