زُراره از امام صادق عليه السلام در بارهء سيره امام زمان عليه السلام مىپرسد . ظاهراً او نيز شنيده است كه سيرهء ايشان ، مانند سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله است . اين موضوع را با امام عليه السلام در ميان مىگذارد و با پاسخ محكم ايشان مواجه مىشود كه فرمود : « هيهات ، هيهات ! به سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله رفتار نمىكند » . وى علّت را مىپرسد . امام عليه السلام پاسخ مىدهد : « زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان امّتش با امتنان رفتار كرد و با آنان ، الفت گرفت . قائم عليه السلام با قتل رفتار مىكند . در دستور العملى كه به همراه دارد ، درج شده كه بكُشد و توبهء كسى را نپذيرد . واى بر كسى كه در برابر او بايستد ! » . « 1 »
همچنين در سندى ديگر ، محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه ايشان فرمودند : « اگر مردم مىدانستند كه قائم عليه السلام هنگام خروجش چه مىكند ، بيشتر آنها دلشان مىخواست كه اصلًا او را نمىديدند ؛ زيرا بسيار مىكُشد » . « 2 »
با اين اوصاف ، نمىتوان پذيرفت كه امام زمان عليه السلام همان نرمش پيامبر صلى الله عليه و آله را دارد و اجازه مىدهد مخالفانش در پرتو حكومتش به راحتى زندگى كنند و بر آيين خويش باشند . لازمهء اين برخورد ، اين است كه هر كس به ايشان ايمان نياورَد ، نابود مىشود و اين ، به معناى وحدت انحصارى دين اسلام و از بين رفتن همهء اديان ديگر ، اعم از اديان آسمانى و اديان غير آسمانى است .
3 . الزام و اجبار به تغييردين
برخى بر اين باورند كه بر اساس احاديث ، در جامعهء مهدوى ، دين ، اجبارى مىشود ؛ يعنى اگر كسى با رغبت ايمان آورَد ، بهتر است ؛ امّا اگر چنين نشد ، به زور شمشير بايد اسلام بياورد ؛ وگر نه مجازات شده و گردن زده مىشود .
اين گروه ، نظر خود را مستند به حديثى مىكنند كه در تفسير العيّاشى ، از طريق
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : 231 .
( 2 ) . همان : ص 233 .