گسترهء آگاهىهاى علمى و هم از منظر مقبوليت عمومى و اجتماعى در ميان جامعهء شيعى ، جايگاه خاصّى داشتهاند كه در دورهء خويش رأى و نظرشان مورد پذيرش جامعه بوده است ، ولى هيچ گاه اين سخن غير عالمانه از آنان صادر نشده است و شايستهء آنان نيز اينگونه موضعگيرى است . نمونهء روشن اين عالمان ، مرحوم امام خمينى قدس سره است كه قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران ، جايگاهى ويژه و نافذ در جامعهء اسلامى داشت و نه تنها اين سخن را مطرح نمىكرد ، بلكه به صراحت ، هرگونه وقتگذارى را نفى مىنمود . اگر چه اميد ، آرزو و دعايش اين بود كه اين انقلاب به انقلاب جهانى امام مهدى عليه السلام متّصل شود .
تأمّل و دقّت در بازخوانىِ ادعاهاى وقتگذاران زمان ظهور - كه پس از اين خواهد آمد - نشان مىدهد تمام كسانى كه به گونهء قاطع ، ادّعاى علم به زمان ظهور را مطرح كردهاند ، از افراد معمولى و يا عالمان متوسّط شيعه هستند .
14 . مراد از توقيت ، وقتگذارى مشخّص ، يعنى تعيين كردن روز ، ماه و سال است . از اين رو ، بيان كردن وقت نامعيّن ، توقيت نيست ، همچنان كه تطبيق نشانههاى ظهور بر برخى از وقايع در صورتى كه به تعيين دقيق وقت ظهور منجر نشود و يا بيان اميدها ، آرزوها و خواستهها نيز توقيت شمرده نمىشود . در دورهء صفويه ، بسيارى از عالمان آرزو مىكردند كه اين دولت به ظهور امام مهدى عليه السلام متّصل شود . در دورهء انقلاب اسلامى ايران نيز اين آرزو و خواسته وجود داشته و دارد كه اين نظام ، به حكومت جهانى مهدى عليه السلام منجر شود ؛ ولى بيان اين آرزوها و خواستهها ، توقيت شمرده نمىشود .
گفتنى است كه نفى زمان مشخّص نيز ممكن است حمل بر توقيت شود ، مثل اين كه گفته شود : تا چند سال ديگر ، مطمئناً ظهور اتفاق نمىافتد . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : ج 7 ص 450 ( بخش دهم / علائم ظهور / تطبيق علائم ظهور ) .