برخى امور - كه جزو علم ذاتى الهى اند - ممكن است به گونهاى تصوير شوند كه واقعيت قضا و قدرى در لوح محفوظ نيافتهاند . يعنى اصلًا زمان انجام يافتن آن ، تقدير نشده است تا امكان آگاهى از آن براى كسى فراهم آيد .
پس هر خبر و گزارش از آن معلوم الهى ، مطابق واقع نخواهد بود ، چون هنوز واقع مقدّر نشده است . آن گاه كه تقدير واقع صورت گيرد ، علم آن هم در اختيار انبيا و معصومان عليهم السلام قرار خواهد گرفت .
روايت تفسير العياشى « إنَّ اللَّهَ خالَفَ عِلمُهُ عِلمَ المُوَقِّتينَ » و يا « وَاللَّهِ مَا المَسؤولُ عَنهُ بِأَعلَمَ مِنَ السّائِلِ » نيز مىتواند ناظر بر اين معنا باشد .
با اين تقرير ، كذب به معناى بيان امر غير مطابق با واقع ، صورت جديدى مىيابد ؛ چون هيچ زمانبندىاى نمىتواند واقعيت تقدير ناشده را گزارش كند .
8 . احتمال ديگر در نادرستى خبر دادن از زمان ظهور ، توجّه به موضوع بَدا در بارهء زمان ظهور و نشانههاى آن است . اين احتمال در برخى از احاديثِ علائم ظهور ، مورد اشاره قرار گرفته و همهء آنها را از موارد بداپذير برشمرده است . با توجّه به احتمال بدا در علائم و زمان ظهور ، هيچ كس نمىتواند وقت معيّنى را براى ظهور تعيين كند و بدان مطمئن باشد .
9 . از مجموعهء احاديث پيشين استفاده مىشود كه كذب به معناى « خطا » ويژگىِ تمام كسانى است كه ادّعاى علم به زمان ظهور كنند ؛ خواه به معصوم عليه السلام منتسب كنند و خواه با استناد به علوم غريبه ، طلسم ، خواب و كشف و شهود ، خود را آگاه بشمارند .
تصوّر علم از جانب آنان در واقع گونهاى از جهل مركب است كه فرد ، احساس دانايى دارد ؛ ولى در واقع ، ناآگاه است و تصوّر ، تخيل و توهّم خود را علم مىپندارد .
10 . سياق احاديثِ نهى از توقيت ، نشانگر آن است كه تعيين قطعىِ زمان ظهور و
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٥٦