6 . مضمون روايت كتاب عيّاشى ، كه در شماره قبل گذشت در بارهء اختصاص آگاهى از وقت ظهور به ذات بارى تعالى ، در متون ديگرى نيز آمده است . امام رضا عليه السلام خطاب به دعبل ، زمان ظهور را همانند زمان قيامت شمرده و فرموده است :
وأَمّا مَتى ؟ فَإِخبارٌ عَنِ الوَقتِ ؛ فَقَد حَدَّثَنى أبى ، عَن أبيهِ عَن آبائِهِ عليهم السلام : أنَّ النَّبِىَّ صلى الله عليه و آله قيلَ لَهُ : يا رَسولَ اللَّهِ ! مَتى يَخرُجُ القائِمُ مِن ذُرِّيَّتِكَ ؟ فَقالَ عليه السلام : مَثَلُهُ مَثَلُ السّاعَةِ الَّتى
« لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً )
« 1 »
.
« 2 »
امّا اين كه چه هنگام ؟ خبر دادن از وقت [ قيام ] است [ كه ما نمىگوييم ] ؛ زيرا پدرم ، از پدرش ، از پدرانشبرايم حديث گفت كه به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد : اى پيامبر خدا ! قائم از فرزندانت كى خروج مىكند ؟
پيامبر فرمود : « مَثَل او ، مانند قيامت است كه « كسى جز او از آن پرده بر نمىدارد ، در آسمانها و زمين [ بر ساكنانش ] سنگين است و جز ناگهان بر شما در نمىآيد » » .
از اين منظر ، آگاهى از زمان ظهور ، همانند آگاهى از آغاز قيامت ، تنها در دامنهء علم الهى تعريف شده است و در اختيار هيچ كس نيست .
امير مؤمنان عليه السلام نيز در پاسخ صعصعة بن صوحان در بارهء زمان خروج دجّال فرمود :
وَاللَّهِ مَا المَسؤولُ عَنهُ بِأَعلَمَ مِنَ السّائِلِ . « 3 »
به خدا قسم كه سؤالشونده از اين موضوع ، آگاهتر از سؤالكننده نيست
اين سخن نيز ناظر به علم مكنون الهى است .
7 . در بارهء نادرستىِ خبر دادن از زمان ظهور ، اين احتمال نيز قابل توجّه است كه
هامش
( 1 ) . اعراف : آيهء 187 .
( 2 ) . ر . ك : ص 93 ح 1447 .
( 3 ) . ر . ك : ج 7 ص 340 ح 1381 .