اين گروه از احاديث ، هر گونه توقيت از جانب هر كس و با استناد به هر سبب را خطا و نادرست شمردهاند و هيچ اشارهاى به سبب آگاهى از توقيت نكردهاند .
4 . دو گروه روايات پيشين ، در پى اثبات دو موضوع هستند و در نتيجه با يكديگر تنافى ندارند . به اصطلاح اصوليان ، دو دليل مثبت ، معارضْ محسوب نمىشوند . گروه اوّل ، نقل توقيت از امامان عليهم السلام را انكار كرده و آن را دروغ بستن به آنها خوانده است و گروه دوم ، هر گونه وقتگذارى را خطا و ناروا برشمرده است .
5 . روايت كتاب تفسير العيّاشى ، تبيين جالبى از دلايل خطا بودن وقتگذارىِ زمان ظهور ارائه داده است : فضيل بن يسار از امام باقر عليه السلام در بارهء زمان ظهور پرسش كرده و امام عليه السلام در جواب فرموده است :
إنَّ اللَّهَ خالَفَ عِلمُهُ عِلمَ المُوَقِّتينَ ، أما سَمِعتَ اللَّهَ يَقولُ :
« وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً )
إلى
« أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » .
« 1 » أما إنَّ موسى لَم يَكُن يَعلَمُ بِتِلكَ العَشرِ ولا بَنو إسرائيلَ ، فَلَمّا حَدَّثَهُم قالوا : كَذَبَ موسى . « 2 »
علم خداوند ، با علم وقتگذاران ، مخالف است . آيا نشنيدهاى كه خداوند مىفرمايد : « و با موسى ، سى شب وعده گذاشتيم » تا آن جا كه مىگويد : « چهل شب » . توجه داشته باشيد كه ! موسى و بنى اسرائيل از افزوده شدن آن ده شب ، اطلاعى نداشتند و چون موسى به آنان خبر داد ، گفتند : موسى دروغ مىگويد .
ظاهر حديث آن است كه زمان ظهور قائم عليه السلام در دامنهء علم مكنون و ذاتىِ خداى تبارك و تعالى است كه در اختيار هيچ كس ، حتّى انبيا و ائمّه عليهم السلام قرار نگرفته است .
بنا بر اين ، امكان دستيابى بدان حتّى از جانب اين ذوات مقدّس نيز وجود ندارد .
ديگران كه در مراحل بسيار پايينتر هستند ، حتّى نبايد تصوّر آن را نيز داشته باشند كه ممكن است از طريق رياضت و يا علوم غريبه ، نسبت به آن زمان ، آگاه شوند .
هامش
( 1 ) . اعراف : آيهء 143 .
( 2 ) . ر . ك : ص 142 ح 1490 .